اقتصاد چرخشی در دهههای اخیر جایگاه مهمی در ادبیات توسعه پایدار یافته و بهعنوان رویکردی جایگزین برای مدل خطی سنتی «تولید–مصرف–دفع» مطرح شده است. این رویکرد با تمرکز بر کاهش ضایعات، حفظ ارزش منابع و بازطراحی فرآیندها، تلاش دارد بهرهوری منابع را افزایش دهد. با وجود رشد پژوهشها، نبود اجماع نظری درباره مرزهای مفهومی، یکی از چالشهای اصلی این حوزه است. پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش علمسنجی و تحلیل حدود ده هزار سند علمی استخراجشده از پایگاه Web of Science و با استفاده از نرمافزارهای Bibliometrix/Biblioshiny و CiteSpace، تصویری کمی و نظاممند از تحولات اقتصاد چرخشی ارائه میدهد. در این مطالعه از تحلیل همواژگانی، هموقوع کلیدواژهها، ترسیم نقشههای موضوعی، تحلیل خوشهای، بررسی تکامل زمانی مضامین، محاسبه شاخصهای مرکزیت و چگالی به عنوان ابزارهای استاندارد علمسنجی استفاده شده است. یافتهها نشان میدهد ادبیات اقتصاد چرخشی طی دو دهه اخیر در سه مسیر کلیدی تکامل یافته است: نخست، گذار از رویکرد زیستمحیطی–عملیاتی به سیاستگذاری و حکمرانی چرخهپذیر که مفاهیمی مانند مدیریت پسماند، بازیافت، بهرهوری منابع و اکولوژی صنعتی را با چارچوبهای سیاستی پیوند میدهد. دوم، ادغام فزاینده با فناوریهای دیجیتال و مدلهای کسبوکار نوآورانه شامل صنعت نسل 4، اینترنت اشیاء، بلاکچین، لجستیک معکوس و مدلهای کسبوکار چرخشی و سوم، رشد جریانهای تخصصی زیستی و فناورانه همچون هضم بیهوازی، اقتصاد زیستی و زغالزیستی که بهعنوان شاخههای مکمل در کنار هسته اصلی قرار دارند. این الگو نشان میدهد اقتصاد چرخشی از یک رویکرد زیستمحیطی به چارچوبی میانرشتهای و فناورانه برای بازطراحی نظامهای تولید و مصرف و پیوند میان سیاستگذاری، فناوری و نوآوری مدیریتی تبدیل شده است.