<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات مدیریت توسعه سبز</title>
    <link>https://gmd.birjand.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات مدیریت توسعه سبز</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 29 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 29 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تاثیر آگاهی محیط زیستی بر رفتار‌ محیط زیستی هواداران فوتبال با نقش میانجی نگرش محیط زیستی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3852.html</link>
      <description>تغییرات شدید آب و هوا به دلیل فعالیت‌های انسانی به یک نگرانی فزاینده تبدیل شده است و می‌بایست رفتار‌های انسانی با اصول محیط زیستی منطبق باشد تا پایداری تضمین شود. هدف از پژوهش حاضر با توجه به شرایط محیط زیستی کشور و بحران های محیط زیستی موجود، بررسی تاثیر آگاهی محیط زیستی بر رفتار محیط زیستی هواداران فوتبال با نقش میانجی نگرش محیط زیستی است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده‌ها، از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر هواداران لیگ برتر فوتبال خلیج فارس ایران بودند که به دلیل تعدد زیاد آنها، برای تعیین حجم نمونه آماری از آخرین سطح جدول کرجسی- مورگان (384=n) استفاده شد. ابزار اندازه‌گیری شامل پرسشنامه‌ اقتباس یافته با 42 بوده است بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط صاحبنظران و پایایی نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. مدل حاصله با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که آگاهی محیط زیستی به ترتیب 23 درصد و 47 درصد از تغییرات مربوط به رفتار محیط زیستی و نگرش محیط زیستی، آگاهی محیط زیستی با نقش میانجی نگرش محیط زیستی 39 درصد رفتار محیط زیستی، نگرش محیط زیستی 48 درصد از تغییرات مربوط به رفتار محیط زیستی هواداران را تبیین می‌کند. بنابراین نتایج پژوهش حاضر مسیر روشنی را برای فدراسیون فوتبال، باشگاه‌ها و سازمان حفاظت محیط زیست فراهم کرده است تا با استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای و فرهنگی بالقوه، آگاهی محیط زیستی هواداران فوتبال را به منظور فرهنگ سازی، ارتقا آگاهی و توسعه رفتار‌های محیط زیستی را افزایش دهند، زمینه لازم برای کاهش ردپای کربن لیگ برتر فوتبال ایران فراهم کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی مدیریت هراس سازمانی با رویکرد رفتاری در اداره کل حفاظت محیط زیست استان مازندران</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3861.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر ارائه مدل مدیریت هراس سازمانی با رویکرد رفتاری در سازمان محیط زیست استان مازندران است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی به لحاظ روش گردآوری داده‌ها، اکتشافی و به لحاظ ماهیت داده‌ها آمیخته است. روش گردآوری داده‌ها در بخش کیفی، از نوع مصاحبه و جهت تحلیل از روش تحلیل تم(مضمون)ودربخش کمی، پرسشنامه و مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) است. جامعة پژوهش حاضر را کارشناسان، صاحب‌نظران و اساتید رشته‌های مدیریت و محیط زیست و با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله برفی، از نظرات 22 نفرخبره استفاده شد.در بخش آماری بر اساس روش نمونه‌گیری در دسترس و فرمول کوکران، از نظرات 225 نفر از کارکنان رسمی و قراردادی سازمان محیط زیست استان مازندران استفاده شد. فرایند تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو مرحله انجام شد که شامل شناسایی ابعاد و مولفه‌های الگو از طریق مصاحبه و تحلیل تم؛ اعتبارسنجی مدل تحقیق از طریق پرسشنامه و روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی(PLS) است. یافته‌های پژوهش نشان داد مدل مدیریت هراس سازمانی در سازمان محیط زیست استان مازندران دارای سه بعد اصلی شامل الزامات (حمایت اجتماعی)، فرآیندها (رویکردهای رفتاری) و پیامدها (مدیریت هراس سازمانی) است. نتایج پژوهش نشان داد مدیریت هراس سازمانی در سازمان محیط زیست استان مازندران رویکردی نوین و اثربخش در راستای تحقق هرچه بهتر توسعه پایداردر سازمان محیط زیست محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده نگاری گردشگری سبز با بکارگیری ماتریس تاثیرات متقاطع</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3886.html</link>
      <description>با توجه به اهمیت روزافزون مسائل زیست‌محیطی و توسعه پایدار در سال‌های اخیر و نقش طبیعت در گردشگری، هدف پژوهش حاضر سناریوپردازی گردشگری سبز با استفاده از ماتریس تأثیرات متقاطع است. این تحقیق از نوع کاربردی و پیمایشی بوده و داده‌ها به روش میدانی جمع‌آوری شده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مصاحبه‌ها و پرسشنامه‌های طراحی‌شده بر اساس عوامل کلیدی تأثیرگذار بر گردشگری سبز است. ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و سپس مصاحبه با خبرگان، پیشران‌ها و عوامل تأثیرگذار شناسایی شدند. این عوامل شامل مدیریت سبز، خط‌مشی‌گذاری، قوانین، فرهنگ‌سازی، فناوری، زیرساخت‌ها، نوآوری، آموزش، برنامه‌ریزی استراتژیک، بازاریابی سبز، دولت، عوامل مالی، و انگیزشی هستند. پس از شناسایی این عوامل، پرسشنامه‌ها جهت تدوین سناریوهای گردشگری سبز طراحی شد و سپس سناریوها با استفاده از ماتریس تأثیرات متقاطع و روش AHP رتبه‌بندی گردیدند. یافته‌ها نشان داد که از ترکیب پیشران‌های مدیریت سبز و خط‌مشی‌گذاری، چهار سناریو برای آینده گردشگری سبز شکل گرفت: سناریوی توسعه ایده‌آل، تاب‌آور، شکننده و ظلمت. نتایج رتبه‌بندی نشان داد که سناریوی ظلمت گردشگری سبز رتبه اول، و به ترتیب سناریوهای تاب‌آور، شکننده و ایده‌آل در رتبه‌های بعدی قرار دارند. این پژوهش می‌تواند به برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران گردشگری در ایران کمک کند تا سناریوهای مختلف برای توسعه پایدار گردشگری سبز را ارزیابی و پیاده‌سازی کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل کلیدی موفقیت در پیاده‌سازی شهرهای هوشمند پایدار(مطالعه موردی شهر تبریز)</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3887.html</link>
      <description>با توجه به رشد سریع جمعیت و نیاز به بهبود کیفیت زندگی در شهرها، مفهوم شهرهای هوشمند پایدار به‌عنوان یک راهکار نوین برای ارتقای زندگی شهری مطرح شده است. با این حال، پیاده‌سازی این مدل‌ها در بسیاری از شهرها، به‌ویژه در تبریز، با چالش‌هایی روبه‌رو است. در این راستا، شناسایی و ارزیابی عوامل کلیدی موفقیت که می‌توانند در پیاده‌سازی موفق این پروژه‌ها مؤثر باشند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هدف اصلی این تحقیق ارزیابی و رتبه‌بندی عوامل کلیدی موفقیت برای پیاده‌سازی شهرهای هوشمند پایدار در شهر تبریز و شناسایی ارتباطات و تأثیر میان این عوامل است. روش تحقیق این مطالعه از نوع توصیفی–تحلیلی بوده و از پرسشنامه برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شده است. حجم نمونه آماری شامل ۱۲۰ نفر از خبرگان شهر تبریز است. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS استفاده شده است. در این تحقیق، تحلیل عاملی اکتشافی و مدل معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی برای شناسایی عوامل کلیدی موفقیت و تحلیل روابط بین آن‌ها به‌کار رفته است. یافته‌های تحقیق نشان داد که از میان چهار مؤلفه اصلی شناسایی‌شده، حکمرانی با بار عاملی ۰٫۶۲۴ و مشارکت عمومی با بار عاملی ۰٫۳۲۷ بیشترین تأثیر را در پیاده‌سازی موفق شهرهای هوشمند پایدار دارند. مؤلفه‌های مدیریت اجرایی با بار عاملی ۰٫۱۸۵ و زیرساخت‌های تکنولوژی و فنی با بار عاملی ۰٫۱۱۷ تأثیر کمتری داشتند. این تحقیق نشان می‌دهد که حکمرانی مؤثر و مشارکت عمومی از عوامل کلیدی در پیاده‌سازی موفق شهرهای هوشمند پایدار در تبریز هستند و توجه به این عوامل می‌تواند به‌طور مؤثری به تسریع پیاده‌سازی پروژه‌های هوشمند در این شهر کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تأثیرات مالی دیجیتال فراگیر بر نوآوری سبز: نقش تعدیلی کیفیت اطلاعات حسابداری با رویکرد تحلیل روابط خاکستری</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3888.html</link>
      <description>این پژوهش تأثیر مالی دیجیتال فراگیر بر نوآوری سبز را با تأکید بر نقش تعدیلی کیفیت اطلاعات حسابداری بررسی کرده و از رویکرد تحلیل روابط خاکستری استفاده می‌کند. هدف پژوهش، تحلیل چگونگی تقویت نوآوری سبز از طریق مالی دیجیتال و نقش کیفیت اطلاعات حسابداری در این رابطه است. داده‌ها از ۱۲۰ پاسخ‌دهنده (مدیران و کارشناسان شرکت‌های فعال در فناوری مالی، انرژی تجدیدپذیر، و کشاورزی پایدار) با استفاده از پرسشنامه‌ای مبتنی بر مقیاس لیکرت ۵ درجه‌ای در سال 1404، جمع‌آوری شد. نتایج آمار توصیفی نشان داد که مالی دیجیتال فراگیر، نوآوری سبز، و کیفیت اطلاعات حسابداری دارای توزیع‌های متفاوتی هستند، با پراکندگی بالا در نوآوری سبز که نشان‌دهنده چالش‌های ساختاری است. تحلیل روابط خاکستری نشان داد که مالی دیجیتال فراگیر تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری سبز دارد، که فرضیه اول را تأیید می‌کند. نقش تعدیلی کیفیت اطلاعات حسابداری نیز تأیید شد، به طوری که کیفیت بالا این رابطه را تقویت و کیفیت پایین آن را تضعیف می‌کند، که فرضیه دوم را تأیید می‌کند. آزمون آنوا تفاوت معنادار بین گروه‌های کیفیت اطلاعات حسابداری را نشان داد. یافته‌ها حاکی از آن است که مالی دیجیتال با کاهش هزینه‌های معاملاتی و افزایش دسترسی به منابع، نوآوری سبز را تقویت می‌کند، و کیفیت بالای اطلاعات حسابداری این رابطه را از طریق شفافیت و کاهش عدم تقارن اطلاعات بهبود می‌بخشد. پیشنهادات شامل اجرای برنامه‌های آموزشی دیجیتال، ایجاد صندوق‌های سبز، و الزام گزارشگری مالی-زیستی است. این پژوهش با پر کردن شکاف‌های پژوهشی، چارچوبی برای سیاست‌گذاری پایدار ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی چالش‌های اقتصادی کارآفرینی دیجیتال و نقش آن در بهبود اشتغال جوانان افغانستان(مطالعه‌ی موردی استان تخار)</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3950.html</link>
      <description>ظهور فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی فرصت‌های نوینی برای توسعه کارآفرینی دیجیتال فراهم کرده است و می‌تواند نقش مهمی در بهبود اشتغال جوانان ایفا کند. با این حال، در کشورهای در حال توسعه مانند افغانستان، تحقق کامل ظرفیت‌های این حوزه با موانع اقتصادی و نهادی جدی روبه‌رو است. پژوهش حاضر با تمرکز بر استان تخار، به نقش کارآفرینی دیجیتال در بهبود اشتغال جوانان افغانستان با تأکید بر چالش‌های اقتصادی و نقش میانجی توسعه مهارت‌های دیجیتال می‏پردازد. این مطالعه به شیوه کمّی و توصیفی-تحلیلی انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه ساختار‌یافته طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای از ۱۰۲ کارآفرین دیجیتال فعال در استان تخار جمع‌آوری شد. پرسش‌نامه شامل ۳۱ گویه بود که متغیرهای اصلی پژوهش یعنی کارآفرینی دیجیتال، توسعه مهارت‌های دیجیتال و بهبود اشتغال جوانان را پوشش می‌داد. یافته‌ها نشان می‌دهد که کارآفرینی دیجیتال می‌تواند به کاهش بیکاری جوانان کمک کند، اما ضعف زیرساخت‌ها، محدودیت سرمایه، کمبود حمایت‌های دولتی و ناپایداری سیاسی مانع توسعه آن است. استان تخار به دلیل نبود مراکز آموزشی تخصصی و کمبود سرمایه، با چالش‌های بیشتری مواجه است. توسعه مهارت‌های دیجیتال نقش میانجی مهمی در افزایش تأثیر کارآفرینی دیجیتال بر اشتغال دارد و جوانان را برای ورود به بازارهای داخلی و بین‌المللی آماده می‌کند. پژوهش حاضر تأکید می‌کند که کارآفرینی دیجیتال، در صورت رفع موانع اقتصادی و سرمایه‌گذاری بر توسعه مهارت‌های دیجیتال، می‌تواند به‌طور معناداری به بهبود وضعیت اشتغال جوانان افغانستان کمک نماید. این امر نه‌تنها موجب کاهش نرخ بیکاری و ارتقای سطح رفاه اجتماعی می‌شود، بلکه نقش مهمی در تقویت ثبات اجتماعی، کاهش فقر و حرکت به سوی توسعه پایدار ایفا خواهد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر مسئولیت‌ اجتماعی شرکت بر رضایت و وفاداری مشتری با نقش تعدیل‌کننده مدیریت منابع انسانی سبز: مطالعه موردی شرکت زعفران و خشکبار توکلی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3951.html</link>
      <description>بروز مسائل و مشکلات زیست‌محیطی در میان شرکت‌های تولیدی، ضرورت توجه به مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها را فراتر از ارائه خدمات و تهیه کالا می‌داند. هدف این تحقیق بررسی تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر رضایت و وفاداری مشتریان با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر مدیریت منابع انسانی سبز بوده ‌است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث روش اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه‌ مشتریان شرکت زعفران و خشکبار توکلی می‌باشد که بر اساس جدول مورگان تعداد اعضای نمونه 384 نفر در نظر گرفته شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه‌ است. جهت بررسی روایی از روایی صوری، روایی همگرا، واگرا و تحلیل عاملی استفاده شده‌است. جهت سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده شد. روایی و پایایی ابزار پژوهش در محدوده قابل پذیرش قرار دارد و تایید شد. تحلیل داده‌ها با روش مدلیابی معادلات ساختاری و با نرم‌‌افزار Smart PLS3 انجام شد. نتایج نشان داد که مسئولیت اجتماعی شرکت بر رضایت مشتریان تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، تاثیر رضایت بر وفاداری مشتریان نیز تایید شد. یافته ها تایید کرد، که مسئولیت اجتماعی شرکت از طریق نقش میانجی رضایت بر وفاداری مشتریان تاثیر معناداری دارد. همچنین، مدیریت منابع انسانی سبز، تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر رضایت مشتری و همچنین مسئولیت اجتماعی شرکت بر رضایت مشتری را به طور معناداری تعدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رفتار پایدار یا انتخاب آنی؟ بررسی تمایزهای جنسیتی در استفاده از کیسه‌های پلاستیکی یا خانگی هنگام خرید نان</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3953.html</link>
      <description>مصرف کیسه‌های پلاستیکی یکی از چالش‌های عمده زیست‌محیطی در سطح جهانی محسوب می‌شود و با وجود افزایش آگاهی عمومی نسبت به پیامدهای منفی آن، بسیاری از مصرف‌کنندگان همچنان از کیسه‌های خانگی استفاده نمی‌کنند. این شکاف میان نگرش و رفتار واقعی مصرف‌کنندگان، ضرورت بررسی عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری فردی در زمینه مصرف پایدار را آشکار می‌سازد. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان اهمیت شاخص‌های مؤثر بر استفاده یا عدم استفاده از کیسه‌های خانگی هنگام خرید نان و بررسی تفاوت‌های رفتاری میان زنان و مردان انجام شد. جامعه آماری شامل خریداران نان در استان مازندران بودند و از میان آن‌ها 420 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند که 396 پرسشنامه معتبر جهت تحلیل در دسترس قرار گرفت. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه استاندارد شامل 11 متغیر مستقل و متغیر وابسته رفتار مصرف‌کننده بود. پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ 837/0 و روایی آن با تحلیل عاملی تأییدی تأیید شد. برای تحلیل داده‌ها، از شاخص جینی جهت وزن‌دهی متغیرها و از شبکه‌های عصبی مصنوعی برای پیش‌بینی رفتار مصرف‌کنندگان استفاده شد. یافته‌ها نشان دادند که هنجارهای ذهنی، مسئولیت اخلاقی، نگرش و کنترل رفتاری ادراک‌شده بیشترین تأثیر را بر استفاده از کیسه‌های خانگی دارند و اهمیت نسبی این عوامل در زنان و مردان متفاوت است. نتایج نشان می‌دهد که افزایش دانش و آگاهی زیست‌محیطی، تقویت هنجارهای اجتماعی و شخصی و ایجاد انگیزه‌های اخلاقی نقش تعیین‌کننده‌ای در ترویج رفتارهای سبز ایفا می‌کند و می‌تواند راهنمای طراحی سیاست‌ها و برنامه‌های تشویقی برای کاهش مصرف کیسه‌های پلاستیکی و ارتقای رفتارهای پایدار در جامعه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>افزایش تاب‌آوری و موقعیت‌یابی ژئوپلیتیکی مقصد با تأکید بر گردشگری احیاگرا</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3981.html</link>
      <description>این مطالعه با عبور از گفتمان متعارف زیست محیطی-اجتماعی گردشگری احیاگر، یک چارچوب مفهومی یکپارچه و نوآورانه ارائه می‌دهد که گردشگری احیاگر را به‌عنوان یک ابزار راهبردی برای ارتقای امنیت جامع مقصد و بازموقعیت‌یابی ژئوپلیتیک، مفهوم‌پردازی و اعتبارسنجی می‌کند. با استفاده از تحلیل محتوای کیفی نظام‌مند، ۱۲۰ منبع معتبر بین‌المللی (۲۰۲۴-۲۰۱۸) بررسی شد. داده‌ها از طریق فرآیند سه‌مرحله‌ای کدگذاری (باز، محوری، انتخابی) با نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. تحلیل منجر به شکل‌گیری یک چارچوب پنج‌ستونی شد: (۱) گسست پارادایمی (گذار از پایداری به احیا)، (۲) ژئوپلیتیک احیاگر (به‌کارگیری گردشگری احیاگر برای قدرت نرم و همکاری بین‌المللی)، (۳) حکمرانی چندمرکزی (پایه ضروری مقبولیت و تاب‌آوری)، (۴) اقتصاد باززاینده (خلق ارزش خالص مثبت و بوم‌محور)، و (۵) تاب‌آوری سیستماتیک (ساختن ظرفیت انطباق در سیستم‌های اجتماعی-بوم‌شناختی). مشارکت نظری اصلی این مطالعه در آشکارسازی پل مفهومی بین نظریه گردشگری احیاگر و مطالعات امنیتی و ژئوپلیتیک است. این پژوهش چارچوب یکپارچه‌ای را ارائه می‌دهد که گردشگری احیاگر را نه صرفاً به عنوان یک راهبرد زیست محیطی، بلکه به‌عنوان یک پارادایم کل‌نگر امنیت مقصد و برندسازی ملی بازمفهوم‌پردازی می‌کند. چارچوب ارائه‌شده راهنمایی عملی برای سیاست‌گذاران فراهم می‌آورد و منجر به تدوین راهبردهای ملی گردشگری احیاگر با مشارکت ذینفعان محلی، ایجاد مشوق‌های مالی برای کسب‌وکارهای احیاگر، و تشکیل نهادهای حکمرانی چندمرکزی می گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی عوامل موثر بر تعهد سازمانی سبز در شرکت‌های صنعتی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3982.html</link>
      <description>شرکت‌های صنعتی به‌عنوان بازیگران اصلی اقتصاد، با وجود نقش مهمی که در تولید و ارائه خدمات دارند، بسیاری از این شرکت‌ها هزینه‌های زیست‌محیطی را نه به‌عنوان سرمایه‌گذاری، بلکه به‌عنوان بار اضافی تلقی می‌کنند؛ نگرشی که مانعی در مسیر پذیرش راهبردهای جامع زیست‌محیطی محسوب شده و منجر به آسیب‌های قابل‌توجه به محیط‌زیست و منابع طبیعی می‌شود. با توجه به سهم این شرکت‌ها در آلودگی و تخریب محیط، اتخاذ رویکردهای مدیریتی نوین با محوریت پایداری زیست‌محیطی ضروری است.هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی سبز و ارائه چارچوبی مفهومی برای تقویت این تعهد در راستای پایداری سازمانی و کاهش پیامدهای منفی زیست‌محیطی است. این پژوهش از نظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار می‌گیرد و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها، یک تحقیق اکتشافی و کیفی محسوب می‌شود. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شدند و جامعه آماری شامل ۱۲ نفر از اساتید دانشگاهی متخصص در حوزه مدیریت و مدیران ارشد شرکت‌های صنعتی بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند.داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها طی یک فرایند سه‌مرحله‌ای کدگذاری شامل مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر تجزیه و تحلیل شدند و به‌منظور مدیریت داده‌ها و تسهیل فرایند تحلیل مضمون، از نرم‌افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۰ استفاده شد. بر اساس کدهای استخراج‌شده، در نهایت ۳ مضمون فراگیر، ۹ مضمون سازمان‌دهنده و ۷۷ مضمون پایه شناسایی شد که بر تعهد سازمانی سبز در شرکت‌های صنعتی تأثیرگذار هستند.یافته‌ها نشان داد که عوامل مؤثر در سه حوزه سازمانی، محیطی و فردی قرار دارند؛ حوزه سازمانی شامل جنبه‌های راهبردی، عملیاتی، فرهنگی و زیرساختی، حوزه محیطی شامل جنبه‌های رقابتی، سیاستی و بازار، و حوزه فردی شامل ویژگی‌های درونی و بیرونی فرد است. به‌طور کلی، تعهد سازمانی سبز نتیجه تعامل چندسطحی بین ساختار درونی سازمان، شرایط بیرونی و ویژگی‌های فردی کارکنان است که هم‌افزایی آن‌ها زمینه‌ساز رفتارهای پایدار در سازمان می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل پیشران‌های ترویج کشاورزی شهری مورد پژوهشی: کلانشهر تبریز</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3983.html</link>
      <description>ککشاورزی شهری به‌عنوان راهکاری برای تأمین غذای سالم و پایدار در کلان‌شهرها، با چالش‌ها و فرصت‌های متعددی مواجه است.هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل پیشران‌های کلیدی مؤثر بر توسعه آینده کشاورزی شهری در کلان‌شهر تبریز با رویکرد آینده‌پژوهی است. این تحقیق از نظر ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی می‌باشد. برای تحلیل داده‌ها و طراحی سناریوها، از روش ماتریس اثرات متقابل در نرم‌افزار میک‌مک و سناریونویسی به کمک نرم‌افزار سناریوویزارد استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل خانوارهای شهری، مدیران شهری و نخبگان دانشگاهی بود و جهت سنجش روایی ابزار تحقیق، از روش روایی محتوایی و صوری بهره گرفته شد. تحلیل ساختاری ماتریس ۵۰×۵۰ با اعتبار ۹۹ درصد نشان داد که سیستم در وضعیت ناپایدار قرار دارد. بر اساس نتایج رتبه‌بندی و مجموع اثرگذاری متغیرها، مهم‌ترین محرک‌های کلیدی ترویج کشاورزی شهری در تبریز عبارت‌اند از: «کاهش هزینه‌های غذایی»، «بهره‌وری از فضاهای خالی شهری»، «افزایش پایداری تأمین غذا»، «کاهش هزینه‌های تولید»، «بهبود دسترسی به غذای سالم» و «حمایت از کارآفرینان محلی». این یافته‌ها ضرورت تغییر رویکرد مدیریت شهری به سمت بهره‌گیری از ظرفیت‌های پنهان فضایی و اقتصادی شهر تبریز را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش سرمایه های معیشت پایدار در سکونتگاه های روستایی پیرامون کلانشهرها مورد مطالعه: بخش رضویه مشهد</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3985.html</link>
      <description>در پژوهش حاضر هدف اصلی، ارزیابی وضعیت معیشت پایدار در سکونتگاه‌های روستایی شهرستان مشهد و شناسایی راهکارهای ارتقای آن است. جامعه آماری تحقیق شامل ۵٬۰۴۲ خانوار از پنج روستای سالارآباد، قازقان، چلقی، جیم‌آباد و تپه‌سلام است که بر اساس فرمول کوکران، تعداد ۳۵۷ خانوار به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. این پژوهش با ارزیابی وضعیت پایداری پنج بعد سرمایه معیشت پایدار (انسانی، فیزیکی، مالی، طبیعی و اجتماعی) در روستاهای حاشیه شهرستان مشهد انجام شده است. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته جمع‌آوری و با آمار توصیفی و آزمون t تک‌نمونه‌ای در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته‌های جمعیت‌شناختی نشان داد که اکثریت پاسخگویان دارای تحصیلات سیکل و دیپلم بوده و بخش غالب اشتغال (۵۸.۸۲٪) به مشاغل صنعتی تعلق دارد، که نشان‌دهنده وابستگی معیشت به اقتصاد غیرسنتی است. بر اساس تحلیل میانگین‌ها و آزمون‌های استنباطی، وضعیت کلی معیشت خانوارهای روستایی در محدوده متوسط متمایل به ناپایدار قرار دارد. سرمایه انسانی با میانگین کل (2.14) ، ضعیف‌ترین بُعد بوده و شدیدترین بحران مربوط به دسترسی به امکانات بهداشتی و درمانی (میانگین 1.84) است که به طور معناداری پایین‌تر از حد مطلوب ارزیابی شد (T=-33.47). سرمایه اجتماعی با میانگین 2.62 قوی‌ترین عملکرد کلی را دارد، اما مولفه “افزایش همکاری و اتحاد”1.93 نشان‌دهنده گسست جدی در بنیان‌های اجتماعی است. سرمایه فیزیکی (2.58) نوسان بالایی دارد؛ جامعه ضرورت توسعه زیرساخت‌ها را درک می‌کند (میانگین.3.11 و t مثبت)، اما رضایت عملی از کیفیت و راهکارهای موجود ناپایدار است. سرمایه طبیعی (2.53) نیز به دلیل ضعف در اقدامات حفاظتی (میانگین 2.32) در آستانه ناپایداری قرار دارد. در نهایت، سرمایه مالی (2.81) با وجود نزدیکی به مرز پایداری، به طور معناداری کمتر از حد مطلوب (3.0) است. در نتیجه پایداری معیشت در این جوامع به شدت تحت تأثیر کمبودهای اساسی در سرمایه انسانی و ضعف عملیاتی در انسجام اجتماعی و بهره‌برداری پایدار از منابع طبیعی قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معماری پایداری سبز در شهرک های صنعتی بیرجند: تاثیر فشار نهادی و رفتار سبز کارکنان با میانجیگری نوآوری سبز و نقش ظرفیت جذب</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4027.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تبیین نقش فشارهای نهادی و رفتار سبز کارکنان در ارتقای پایداری سبز زیست‌محیطی با تأکید بر نقش میانجی نوآوری سبز و نقش تعدیل‌گر ظرفیت جذب در شرکت‌های مستقر در شهرک صنعتی بیرجند است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی با رویکرد کمی انجام شد. جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان شرکت‌های صنعتی بوده و داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری گردید. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی سازه با روایی همگرا و واگرا تأیید شد. برای تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) در نرم‌افزار SmartPLS استفاده گردید. نتایج نشان داد فشارهای نهادی اثر مثبت و معناداری بر مدیریت نوآوری سبز دارند و نوآوری سبز نیز به‌طور مستقیم پایداری سبز زیست‌محیطی را ارتقا می‌دهد. همچنین رفتار سبز کارکنان تأثیر مثبت و معناداری بر پایداری زیست‌محیطی دارد. تحلیل اثرات تعاملی بیانگر آن است که ظرفیت جذب، رابطه بین فشارهای نهادی و نوآوری سبز را به‌طور معنادار تعدیل می‌کند؛ به‌گونه‌ای که شرکت‌هایی با سطح بالاتر ظرفیت جذب، توان بیشتری در تبدیل فشارهای محیطی به نوآوری‌های سبز دارند. افزون بر این، نوآوری سبز نقش میانجی معناداری در انتقال اثر فشارهای نهادی بر پایداری زیست‌محیطی ایفا می‌کند. یافته‌ها از منظر نظری، تلفیق نظریه نهادی و دیدگاه مبتنی بر منابع را در تبیین پایداری سازمانی تأیید می‌کند و از منظر کاربردی، بر ضرورت تقویت ظرفیت جذب، نهادینه‌سازی رفتارهای سبز کارکنان و سرمایه‌گذاری هدفمند در نوآوری سبز برای دستیابی به توسعه پایدار صنعتی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قابلیت‌های فناورانه، راهبرد‌های محیط زیستی و عملکرد پایدار: نقش میانجی نوآوری سبز در استارتاپ‌ها</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4028.html</link>
      <description>پذیرش شیوه‌های کسب‌وکار پایدار به‌طور فزاینده‌ای برای شرکت‌های امروزی ضروری شده است تا بتوانند رقابت‌پذیری خود را حفظ کرده و عملکرد پایداری خود را بهبود بخشند. هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر قابلیت‌های فناورانه و راهبرد‌های محیط زیستی بر عملکرد پایدار شرکت از طریق نقش میانجی نوآوری سبز بوده است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث روش اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق، کلیه&amp;amp;shy; مدیران و سرپرستان شرکت&amp;amp;shy;های نوپا (استارتاپ‌های) پارک علم و فناوری خراسان (حجم جامعه آماری 180 نفر) می‌باشد؛ بر اساس جدول مورگان 118 نمونه به روش نمونه‌گیری غیر تصادفی در دسترس در نظر گرفته شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه‌ استاندارد لی و همکاران (2025) بود. جهت سنجش روایی صوری از نظر خبرگان و روایی همگرا و واگرا و تحلیل عاملی استفاده شد. جهت سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب و به منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار اسمارت پی ال اس 4 و اس پی اس اس 27 استفاده شد. نتایج نشان داد که قابلیت‌های فناورانه و راهبرد‌های محیط زیستی از طریق نقش میانجی نوآوری سبز بر عملکرد پایدار تأثیر معناداری دارند. همچنین تأثیر مستقیم قابلیت‌های فناورانه و راهبرد‌های محیط زیستی بر نوآوری سبز معنادار بود. در نهایت تأثیر قابلیت‌های فناورانه و راهبرد‌های محیط زیستی بر عملکرد پایدار استارتاپ‌های پارک علم و فناوری معنادار گزارش شد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌ها و فرصت‌های بازاریابی سبز بر مبنای توسعه هوشمند در اقتصادهای نوظهور</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4032.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌روی بازاریابی سبز در اقتصادهای نوظهور با تمرکز بر نقش مدل‌های توسعه هوشمند است. با توجه به رشد سریع اقتصادی، منابع طبیعی غنی و جمعیت جوان، این کشورها پتانسیل بالایی برای پذیرش استراتژی‌های بازاریابی سبز دارند. با این حال، نوسانات اقتصادی، ضعف زیرساخت‌ها، کمبود فناوری‌های پیشرفته، مقررات زیست‌محیطی ناپایدار و آگاهی محدود مصرف‌کنندگان، موانعی جدی در مسیر تحقق این نوع بازاریابی ایجاد کرده‌اند.روش‌شناسی پژوهش بر مبنای رویکرد کیفی و تحلیل محتوای داده‌ها انجام شده است. داده‌های اصلی از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران، کارشناسان و فعالان حوزه بازاریابی و فناوری در کشورهای نوظهور گردآوری و تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها در پنج محور اصلی شامل موانع اقتصادی، مقرراتی، فرهنگی، فناورانه و ارتباطی دسته‌بندی شد.یافته‌ها نشان می‌دهند که توسعه هوشمند می‌تواند از طریق بهره‌گیری از فناوری‌هایی همچون اینترنت اشیاء (IoT)، بلاک‌چین و داده‌کاوی، نقش کلیدی در ارتقاء اثربخشی بازاریابی سبز ایفا کند. این فناوری‌ها نه‌تنها به بهبود شفافیت و کارایی کمک می‌کنند، بلکه زمینه‌ساز تعامل بیشتر با مصرف‌کنندگان و بومی‌سازی استراتژی‌ها در بازارهای متنوع هستند.در نتیجه، پژوهش تأکید دارد که موفقیت بازاریابی سبز در اقتصادهای نوظهور مستلزم طراحی چارچوب‌های قانونی شفاف، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فناورانه، ارتقای سواد زیست‌محیطی و بهره‌برداری هوشمندانه از داده‌ها است. یافته‌های این تحقیق می‌تواند راهگشای سیاست‌گذاران و کسب‌وکارها برای توسعه پایدار و بهره‌برداری مؤثر از بازارهای سبز در کشورهای درحال‌توسعه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر قصد خرید محصولات سبز در چارچوب تعامل ادراک، دانش و نگرش مشتریان</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4033.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش بازاریابی سبز بر قصد خرید محصولات سبز در صنعت خودروسازی ایران و تبیین سازوکار اثرگذاری آن از مسیر ارزش ادراک‌شده، کیفیت ادراک‌شده، دانش و نگرش سبز انجام شد. این مطالعه به‌صورت کاربردی و پیمایشی و با نمونه‌ای متشکل از ۴۰۰ مصرف‌کننده اجرا گردید. داده‌ها با مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم‌افزار SmartPLS تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد بازاریابی سبز تأثیر قابل‌توجهی بر ارزش ادراک‌شده (&amp;amp;beta; = 0.81)، کیفیت ادراک‌شده (&amp;amp;beta; = 0.80) و دانش سبز مشتریان (&amp;amp;beta; = 0.78) دارد. این متغیرها به‌صورت زنجیره‌ای نگرش سبز را تقویت کرده و نگرش به نوبه خود قصد خرید را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد (&amp;amp;beta; = 0.33). همچنین نگرش زیست‌محیطی مشتریان (&amp;amp;beta; = 0.19) و تولیدکنندگان (&amp;amp;beta; = 0.21) رابطه نگرش و قصد خرید را تعدیل می‌کنند. نوآوری این پژوهش در ارائه یک چارچوب جامع برای تبیین مسیرهای شناختی و ادراکی اثرگذار بر قصد خرید سبز و بررسی همزمان نقش میانجی و تعدیلگری در بستر صنعت خودرو ایران است؛ بستری که تاکنون کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فقهی و حقوقی بازار معاملات گواهی کربن در ایران</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4034.html</link>
      <description>تغییرات اقلیمی و افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای در دهه‌های اخیر به یکی از چالش‌های بنیادین جهانی تبدیل شده است. ابزارهای سنتی مانند مالیات آلایندگی و مقررات دستوری، به دلیل دشواری اجرا و کارایی محدود، پاسخ‌گوی این بحران نیستند. در این میان، بازار کربن به‌عنوان سازوکاری مبتنی بر عرضه و تقاضا در بسیاری کشورها جایگزینی کارآمد برای سیاست‌های زیست‌محیطی سنتی بوده است. با این حال، در ایران به دلیل وابستگی اقتصاد به انرژی‌های فسیلی، ضعف زیرساخت‌های نهادی و ملاحظات فقهی و حقوقی، راه‌اندازی چنین بازاری با چالش‌های جدی روبه‌روست.این پژوهش با هدف بررسی ابعاد فقهی و حقوقی گواهی‌های کربن در ایران انجام شده است. پرسش اصلی آن است که آیا این گواهی‌ها از منظر فقه اسلامی دارای مالیت و قابلیت معامله هستند و چگونه می‌توان آن‌ها را در چارچوب حقوقی و نهادی کشور مشروعیت‌بخشی و نهادینه کرد. روش تحقیق کیفی و تحلیلی ـ توصیفی است و داده‌ها از اسناد بین‌المللی، قوانین داخلی و منابع فقهی گردآوری و با رویکرد اجتهادی و تطبیقی تحلیل شده‌اند.یافته‌ها نشان می‌دهد که گواهی‌های کاهش انتشار کربن، در صورتی که مبتنی بر کاهش واقعی آلایندگی و صادره از نهاد ذی‌صلاح باشند، از منظر فقه اسلامی دارای مالیت و قابلیت نقل‌وانتقال مشروع بوده و می‌توان آن‌ها را در قالب عقودی چون بیع و صلح تفسیر کرد. بررسی حقوقی نیز نشان می‌دهد که خلأهای قانونی در زمینه تعریف، مالکیت و سازوکارهای معاملاتی این گواهی‌ها، مانع اصلی شکل‌گیری بازار کربن در ایران است. تدوین قانون جامع بازار کربن و ایجاد نظام یکپارچه اندازه‌گیری، گزارش‌دهی و راستی‌آزمایی (MRV) برای اعتبارسنجی گواهی‌ها ضرورت دارد.بر این اساس، مقاله چارچوبی بومی و اسلامی ـ ایرانی برای بازار کربن پیشنهاد می‌کند که هم‌زمان ابعاد فقهی، حقوقی و اجرایی را پوشش داده و مسیر نهادینه‌سازی معاملات کربن در بازار سرمایه ایران را هموار سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر قابلیت‌های پویای سبز و مقررات زیست‌محیطی بر استراتژی کسب‌وکار سبز با نقش میانجی نوآوری مسئولانه و تعدیلگر اخلاق محیطی شرکتی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4035.html</link>
      <description>هدف از انجام این پژوهش تأثیر قابلیت‌های پویای سبز و مقررات زیست‌محیطی بر استراتژی کسب‌وکار سبز با نقش میانجی نوآوری مسئولانه و تعدیلگر اخلاق محیطی شرکتی است. روش این تحقیق از نظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی و همبستگی بوده است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه شرکت‌های فعال در صنعت مواد غذایی استان تهران است که تعداد آن‌ها در سال 1403 برابر با 129 شرکت می‌باشد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 97 شرکت در نظر گرفته شد، همچنین در این پژوهش روش نمونه‌گیری در این پژوهش تصادفی ساده است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌های گردآوری‌شده از رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار PLS استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان‌دهنده این بود که قابلیت‌های پویا سبز بر نوآوری مسئولانه تأثیر معناداری دارد. اما قابلیت‌های پویا سبز بر استراتژی کسب‌وکار سبز تأثیر معناداری ندارد و رد شد. از سوی دیگر، نوآوری مسئولانه بر استراتژی کسب‌وکار سبز تأثیر معناداری دارد. همچنین مقررات زیست‌محیطی بر استراتژی کسب‌وکار سبز و نوآوری مسئولانه تأثیر معناداری دارد. اخلاق محیطی شرکتی با نقش تعدیل‌کننده در رابطه بین قابلیت‌های پویا سبز و نوآوری مسئولانه تأثیر معناداری دارد. اما اخلاق محیطی شرکتی با نقش تعدیل‌کننده در رابطه بین مقررات زیست‌محیطی و نوآوری مسئولانه تأثیر معناداری نداشته و رد شد. نوآوری مسئولانه به عنوان میانجی در رابطه بین قابلیت‌های پویا سبز و استراتژی کسب‌وکار سبز تأثیر معناداری دارد و در نهایت نوآوری مسئولانه به عنوان میانجی در رابطه بین مقررات زیست‌محیطی و استراتژی کسب‌وکار سبز تأثیر معناداری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر رضایت شغلی کارکنان: نقش شهرت شرکت و فرهنگ سازمانی در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت خلیج فارس</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4037.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی اثر سیاست‌های مدیریت منابع انسانی سبز شامل استخدام سبز، آموزش سبز و پاداش سبز بر رضایت شغلی کارکنان با تأکید بر نقش میانجی شهرت شرکت و نقش تعدیل‌گر فرهنگ سازمانی در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه خلیج فارس است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی (همبستگی) بوده و داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد و مقیاس لیکرت پنج‌درجه‌ای گردآوری شد. جامعه آماری شامل 400 نفر از مدیران و کارکنان شرکت بود که با روش سرشماری، 306 پرسشنامه قابل تحلیل جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌ها با PLS-SEM انجام شد و روایی و پایایی ابزار با شاخص‌هایی مانند AVE، فورنل&amp;amp;ndash;لارکر، آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. نتایج مدل ساختاری نشان داد استخدام سبز، آموزش سبز و پاداش سبز همگی اثر مستقیم و معنادار بر رضایت شغلی دارند و همچنین هر سه سیاست بر شهرت شرکت اثر مثبت دارند؛ از سوی دیگر، شهرت شرکت نیز رضایت شغلی را به‌طور معنادار افزایش می‌دهد. آزمون بوت‌استرپینگ بیانگر آن بود که شهرت شرکت نقش میانجی معنادار در ارتباط سیاست‌های منابع انسانی سبز با رضایت شغلی ایفا می‌کند. در مقابل، اثرات تعاملی فرهنگ سازمانی در رابطه بین سیاست‌های سبز و شهرت شرکت معنادار نبود؛ هرچند فرهنگ سازمانی اثر مستقیم مثبتی بر شهرت شرکت نشان داد. یافته‌ها نشان می‌دهد تقویت سیاست‌های منابع انسانی سبز همراه با تمرکز بر مدیریت ادراکات و اعتبار سازمان (شهرت)، می‌تواند مسیر مؤثری برای ارتقای رضایت شغلی و حمایت درونی از پایداری در سازمان‌های صنعتی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی عوامل مؤثر بر بهره‌وری سبز بنگاه‌ها با تأکید بر کارآفرینی سبز در شرایط بی‌ثباتی اقتصادی: یک رویکرد داده‌بنیاد</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4044.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، افزایش نگرانی‌های زیست‌محیطی و تشدید بی‌ثباتی‌های اقتصادی، توجه بنگاه‌ها را به سمت بهره‌وری سبز و توسعه کارآفرینی سبز سوق داده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف مدل‌سازی عوامل مؤثر بر بهره‌وری سبز بنگاه‌ها با تأکید بر کارآفرینی سبز در شرایط بی‌ثباتی اقتصادی انجام شده است. این پژوهش از نظر رویکرد، کیفی و از نظر روش، مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین است. جامعه مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل خبرگان حوزه مدیریت، کارآفرینی و مدیران بنگاه‌های تولیدی آشنا با موضوعات زیست‌محیطی بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری گردید و فرآیند جمع‌آوری داده‌ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت با انجام 25 مصاحبه حاصل شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های کلیدی مؤثر بر بهره‌وری سبز بنگاه‌ها شد که در قالب مدل پارادایمی شامل شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها سازمان‌دهی گردید. نتایج نشان داد عواملی نظیر افزایش هزینه‌های انرژی و منابع، فشارهای قانونی و زیست‌محیطی، تغییر ترجیحات مصرف‌کنندگان به سمت محصولات سبز، و نگرش مدیران نسبت به پایداری، از مهم‌ترین شرایط علّی شکل‌گیری کارآفرینی سبز و ارتقای بهره‌وری سبز در بنگاه‌ها هستند. همچنین راهبردهایی مانند توسعه نوآوری‌های سبز، بهبود فرآیندهای تولید پاک و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های سازگار با محیط‌زیست می‌توانند به بهبود عملکرد زیست‌محیطی و رقابت‌پذیری بنگاه‌ها منجر شوند. در نهایت، یافته‌های پژوهش می‌تواند به مدیران، سیاست‌گذاران و کارآفرینان در جهت توسعه بهره‌وری سبز و تقویت کارآفرینی سبز در شرایط اقتصادی ناپایدار کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین الگوی مدیریت کسب‌وکار سبز در شرکت‌های کوچک و متوسط با رویکرد ارتقای تاب‌آوری راهبردی: مطالعه فراترکیب</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4047.html</link>
      <description>در چشم‌انداز متغیر و بحران‌زده امروز، واحدهای اقتصادی کوچک و متوسط به‌عنوان ستون فقرات اشتغال جهانی، در معرض مخاطراتی چون بی‌ثباتی اقتصادی، بحران‌های اقلیمی و پاندمی قرار گرفته‌اند. محدودیت‌های مالی و زیرساختی در این واحدها، پذیرش اقدامات زیست‌محیطی را دشوار کرده و آن‌ها را در برابر ناپایداری‌های محیطی و اقتصادی آسیب‌پذیرتر ساخته است. مدیریت سبز، با تلفیق پایداری زیست‌محیطی در عملیات، راهبردی مؤثر برای تقویت تاب‌آوری و حفظ رقابت‌پذیری بنگاه‌ها در مواجهه با اختلالات است. این پژوهش با رویکرد کیفی و اکتشافی، مبتنی بر فراترترکیب سندلوسکی و باروسو و مدل لایه‌ای ساندرز، به طراحی مدل اجرایی مدیریت سبز برای تقویت تاب‌آوری راهبردی در بنگاه‌های کوچک و متوسط پرداخته است. در این پژوهش، ۳۹۴ منبع علمی فارسی و انگلیسی در ده سال اخیر به‌صورت نظام‌مند بررسی شد. پس از ارزیابی دقیق، ۱۰۳ منبع معتبر انتخاب گردید و ۳۹۴ کد مفهومی استخراج‌شده با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم‌افزار مکس‌کیودا تحلیل شدند. اعتبار تحلیل‌ها با مشارکت پنل‌های تخصصی و ضریب توافق ۹۰ درصدی میان کدگذاران تأیید شد. یافته‌ها سه محور کلیدی راهبردهای مدیریت سبز، سازوکارهای تاب‌آوری راهبردی و محدودیت‌های نهادی را برجسته‌ می‌سازد. مدل مفهومی طراحی‌شده با تأکید بر نوآوری و مشارکت ذی‌نفعان نشان می‌دهد که اقدامات سبز می‌توانند موانع ساختاری را کاهش داده و پایداری سازمانی را تقویت کنند. این مدل با تبدیل چالش‌های زیست‌محیطی به مزیت رقابتی، به کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی نرخ شکست بنگاه‌های کوچک و متوسط کمک می‌کند. کاربردهای آن شامل تدوین مشوق‌های سیاستی، ارائه ابزارهای مدیریتی برای بهینه‌سازی منابع و امکان‌سنجی تجربی در صنایع مختلف جهت تقویت مسیرهای تاب‌آوری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر ابعاد مسئولیت‌پذیری اجتماعی سازمان بر رفتار سبز کارکنان: تحلیل نقش تعدیلگر جنسیت</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4091.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی تأثیر ابعاد مسئولیت‌پذیری اجتماعی سازمان بر رفتار سبز کارکنان با درنظر گرفتن نقش تعدیلگر جنسیت بود. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر جمع‌آوری داده‌ها توصیفی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کارکنان سازمان‌های دولتی استان ایلام به تعداد تقریبی 40,000 نفر تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای با انتساب متناسب و بهره‌گیری از جدول مورگان، حجم نمونه 380 نفر تعیین گردید. داده‌های پژوهش از طریق پرسشنامه‌ای استاندارد گردآوری شدند و با بهره‌گیری از نرم‌افزار SmartPLS و روش مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس تجزیه و تحلیل گردیدند. پایایی ابزار با شاخص‌هایی نظیر آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی آن از طریق روایی همگرا با معیار میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و روایی واگرا با استفاده از معیار فورنل-لارکر  مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد که مسئولیت‌پذیری اقتصادی و مسئولیت‌پذیری اخلاقی به ترتیب با ضرایب مسیر 47/0 و 22/0 تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار سبز دارند، در حالی که مسئولیت‌پذیری قانونی و مسئولیت‌پذیری بشر دوستانه تأثیری بر رفتار سبز نداشته‌اند. همچنین، نتایج حاکی از آن است که جنسیت تنها تأثیر بعد اقتصادی مسئولیت‌پذیری اجتماعی بر رفتار سبز را تعدیل می‌کند و در تأثیر سایر ابعاد قانونی، اخلاقی و بشر دوستانه بر رفتار سبز نقشی ندارد. نتیجه این مطالعه می‌تواند در تدوین راهبردهای مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها و سیاست‌های توسعه پایدار سازمانی نقش مؤثری ایفا کند و به افزایش تعهد محیط‌زیستی و عملکرد پایدار در سطح سازمان و جامعه کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی آثار مکانیسم تنظیمات مرزی کربن(CBAM) بر متغیرهای اقتصاد کلان در کشورهای منتخب نفتی.</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4092.html</link>
      <description>سیاست‌ اقلیمی مکانیسم تنظیم مرزی کربن (CBAM)  که به ‌عنوان یک ابزار مالیات کربن جایگزین برای نظام تجارت انتشار اتحادیه اروپا با هدف کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و جلوگیری از «نشت کربن» از سال 2023 به طور آزمایشی اجرایی شده است، می‌تواند آثار اقتصادی قابل توجهی بر صادرات، تولید و ساختار تجارت کشورهای صادرکننده کالاهای با محتوای کربن بالا در فرآیند تولید داشته باشد. این سیاست شامل گروه‌های کالایی آهن و فولاد، آلومینیوم، سیمان و کود می‌شود که در زمره کالاهای انرژی‌بر و آلاینده قرار دارند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر CBAM و سایر متغیرهای کلان اقتصادی بر سهم صادرات کشورهای نفتی به اتحادیه اروپا، با استفاده از داده‌های پانلی ۱۰ کشور منتخب از جمله ایران طی دوره ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۱ و از طریق روش گشتاورهای تعمیم‌یافته (GMM) انجام شده است. در این تحقیق متغیرهای قیمت جهانی نفت، نرخ ارز واقعی، تنوع اقتصادی، تورم و تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا به عنوان سایر متغیرهای توضیحی در مدل مورد استفاده قرار گرفته شده است. برای این منظور، ابتدا اثر  CBAM  بر سهم صادرات هر یک از گروه‌های کالایی مشمول به ‌صورت جداگانه (گروه‌های کالایی) بررسی و دوم، اثر تجمیعی این سیاست بر مجموع سهم صادرات کالاهای مشمول (مدل‌های تجمیعی) مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد، متغیر CBAM به‌عنوان یک شاخص &amp;amp;quot;سنجش آسیب‌پذیری و در معرض بودن کشورها&amp;amp;quot;، در اکثر گروه کالاهای مورد بررسی دارای ضریب منفی و معنادار بوده است، اگرچه شدت این اثر می‌تواند بین کالاهای مختلف متفاوت باشد، نتایج برآوردها نشان می‌دهد که در صورت اجرای این سیاست احتمالاً سهم صادرات کشورهای نفتی از کالاهای مشمول کاهش خواهد یافت. در مدل تجمیعی نیز یافته‌ها حاکی از آن است که چنانچه این سیاست به‌مرحله اجرا برسد، می‌تواند نقش بازدارنده‌ و معناداری در کاهش صادرات کلی این کشورها به اتحادیه اروپا داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از تولید ناب و سبز تا عملکرد اقتصادی: نقش میانجی عملکرد زیست‌محیطی و مزیت رقابتی سبز در شرکت‌های دانش‌بنیان</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4093.html</link>
      <description>در شرایطی که بسیاری از سازمان‌های تولیدی، به‌ویژه شرکت‌های دانش‌بنیان فناوری پیشرفته، اقدامات زیست‌محیطی را صرفاً به‌منظور انطباق با الزامات قانونی دنبال می‌کنند، هنوز درک روشنی از نقش راهبردی عملکرد زیست‌محیطی در ایجاد منافع اقتصادی پایدار وجود ندارد. به‌ویژه، مشخص نیست که شیوه‌های تولید ناب و تولید سبز چگونه می‌توانند به بهبود عملکرد اقتصادی منجر شوند. این پژوهش با هدف تبیین نقش میانجی عملکرد زیست‌محیطی و مزیت رقابتی سبز در این زنجیره علّی با رویکرد کمّی و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. یک مدل مفهومی یکپارچه شامل ابعاد تولید ناب و تولید سبز، عملکرد زیست‌محیطی، مزیت رقابتی سبز و عملکرد اقتصادی در شرکت‌های دانش‌بنیان توسعه داده شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه استاندارد بود و روایی و پایایی سازه‌ها با استفاده از شاخص‌های پایایی ترکیبی و میانگین واریانس استخراج‌شده تأیید شد. داده‌ها از 341 نمونه از مدیران و کارشناسان شرکت‌های دانش‌بنیان فناوری پیشرفته در سطح کشور گردآوری و با نرم‌افزار  SmartPLS4 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که شیوه‌های تولید ناب (β=0.529) و سبز (β=0.402) تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد زیست‌محیطی دارند. همچنین، تولید ناب دارای اثر مستقیم و معناداری بر عملکرد اقتصادی (β=0.589) است، درحالی‌که تولید سبز صرفاً به صورت غیرمستقیم و از طریق بهبود عملکرد زیست‌محیطی بر نتایج اقتصادی تأثیر می‌گذارد. یافته‌ها نشان داد که عملکرد زیست‌محیطی نقش میانجی معناداری در این روابط ایفا می‌کند. با این حال، علی‌رغم تأیید تأثیر عملکرد زیست‌محیطی بر مزیت رقابتی سبز (β=0.800)، مسیر منتهی به عملکرد اقتصادی از طریق مزیت رقابتی سبز در جامعه مورد بررسی تأیید نشد. نوآوری این پژوهش در تبیین نقش عملکرد زیست‌محیطی در تبدیل ابتکارات ناب و سبز به نتایج اقتصادی در شرکت‌های دانش‌بنیان و بررسی سازوکارهای میانجی‌گری مرتبط با مزیت رقابتی سبز نهفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد عملکرد زیست‌محیطی می‌تواند به‌عنوان اهرمی راهبردی برای خلق ارزش اقتصادی پایدار و هدایت راهبردهای یکپارچه ناب–سبز عمل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل موثر بر توسعه گردشگری سبز با تاکید بر بازاریابی سبز (مطالعه موردی: استان اردبیل)</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4094.html</link>
      <description>گردشگری سبز به عنوان یکی از رویکردهای نوین در صنعت گردشگری، با هدف کاهش اثرات منفی گردشگری بر محیط زیست و جوامع محلی، و در عین حال افزایش منافع اقتصادی و اجتماعی آن، مورد توجه قرار گرفته است؛ بازاریابی سبز نیز به عنوان ابزاری برای ترویج و جذب گردشگران به این نوع گردشگری، نقش مهمی ایفا می کند. استان اردبیل با دارا بودن جاذبه های طبیعی و تاریخی و پتانسیل‌های فراوان، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری سبز دارد. با این حال، توسعه این نوع گردشگری نیازمند توجه به عوامل مختلفی است که در این مقاله به بررسی آن‌ها با تاکید بر بازاریابی سبز پرداخته می شود. این پژوهش براساس ماهیت و روش از نوع توصیفی و بر اساس هدف از نوع کاربردی می‌باشد. از لحاظ روش‌شناسی، پژوهش در زمره تحقیق‌های کیفی و داده‌های کیفی از مصاحبه با 16 نفر از خبرگان و متخصصین و مدیران حوزه گردشگری و بازاریابی به روش نمونه‌گیری هدفمند بدست‌امده و پس از تجزیه وتحلیل یافته‌های پژوهش با روش تحلیل مضمون، در نهایت 175 مضمون پایه، 30 مضمون فرعی و 8 مضمون اصلی عوامل موثر بر توسعه  گردشگری سبز با تاکید بر بازاریابی سبز در استان اردبیل استخراج، دسته بندی و به تایید خبرگان رسید. براساس یافته‌ها ابعاد مفهومی موثر بر توسعه گردشگری سبز با تاکید بر بازاریابی سبز (مطالعه موردی: استان اردبیل) عبارت‌اند از: سرمایه فکری سبز، مسئولیت اجتماعی زیست‌محیطی، آمیخته بازاریابی سبز، زیرساخت‌های سبز استان، فناوری‌های نوین، مشارکت و آگاهی محلی، رفتار مصرف‌کننده و تقاضای سبز و درنهایت سیاست‌گذاری و مدیریت سبز.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین چارچوب مفهومی مدیریت سبز شهری مبتنی بر رفتارهای حامی محیط‌زیست کارکنان و سرمایه‌های نرم سازمانی: مطالعه موردی شهرداری مشهد</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4148.html</link>
      <description>با گسترش چالش‌های زیست‌محیطی در شهرهای بزرگ و افزایش نقش نهادهای مدیریت شهری در تحقق توسعه پایدار، توجه به رویکردهای مدیریت سبز در شهرداری‌ها به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین یک چارچوب مفهومی برای مدیریت سبز شهری، به بررسی نقش سرمایه‌های نرم سازمانی و رفتارهای حامی محیط‌زیست کارکنان در شهرداری مشهد می‌پردازد. این چارچوب با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری آزمون شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان و مدیران شاغل در معاونت‌های منتخب شهرداری مشهد است که به دلیل ماهیت وظایف خود، ارتباط مستقیمی با برنامه‌ریزی، خدمات و سیاست‌های شهری دارند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری و به کمک مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهد که مسئولیت اجتماعی سازمانی شهرداری تأثیر معناداری بر شکل‌گیری رفتارهای سبز کارکنان دارد و این رابطه از طریق تقویت اعتماد و هویت سازمانی تشدید می‌شود. همچنین رفتار سبز کارکنان به‌عنوان یک سازوکار کلیدی، نقش مهمی در ارتقای انعطاف‌پذیری و پاسخگویی استراتژیک مدیریت شهری در مواجهه با مسائل زیست‌محیطی ایفا می‌کند. نوآوری این پژوهش در ارائه و آزمون یک چارچوب مفهومی یکپارچه است که نشان می‌دهد چگونه سرمایه‌های نرم سازمانی از طریق رفتارهای زیست‌محیطی کارکنان، به تقویت مدیریت سبز شهری در شهرداری‌ها کمک می‌کنند. یافته‌های تحقیق می‌تواند مبنایی برای طراحی سیاست‌ها و برنامه‌های مدیریتی در راستای نهادینه‌سازی مدیریت سبز در سازمان‌های شهری باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تأثیر فناوری‌های هوشمند سازمانی بر پایداری زیست محیطی: نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4151.html</link>
      <description>با افزایش فشارهای جهانی بر صنایع برای کاهش اثرات زیست‌محیطی، صنایع فولاد به عنوان یکی از مصرف‌کنندگان عمده انرژی و تولیدکنندگان گازهای گلخانه‌ای، نیازمند اتخاذ راهکارهای نوآورانه هستند. این پژوهش با هدف واکاوی تأثیر فناوری‌های هوشمند سازمانی بر پایداری زیست محیطی با در نظر گرفتن نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز در شرکت صنایع فولاد خوزستان انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر ماهیت داده‌ها، کمی؛ و از نظر روش گردآوری داده‌ها، توصیفی-همبستگی از نوع مدل‌سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل ۵۶۳۴ نفر از مدیران و کارشناسان شرکت صنایع فولاد خوزستان است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۶۰ نفر تعیین و در نهایت ۲۸۸ پرسشنامه سالم با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده جمع‌آوری شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه است که روایی محتوایی آن توسط خبرگان تأیید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS و به روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که فناوری‌های هوشمند سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر مدیریت منابع انسانی سبز و بر پایداری زیست محیطی دارد. همچنین مدیریت منابع انسانی سبز تأثیر مثبت و معناداری بر پایداری زیست محیطی دارد. در نهایت، نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز در رابطه بین فناوری‌های هوشمند سازمانی و پایداری زیست محیطی تأیید شد. مقدار ضریب تعیین (R²) برای پایداری زیست محیطی برابر 55/0 بود که نشان می‌دهد مدل پژوهش توانسته است ۵۵ درصد از واریانس این متغیر را تبیین کند. شاخص برازش مدل (GOF) برابر 42/0  بود که نشان‌دهنده برازش مطلوب مدل است. فناوری‌های هوشمند سازمانی به عنوان موتور محرکه تحول دیجیتال، هم به طور مستقیم و هم با تقویت اقدامات مدیریت منابع انسانی سبز ، زمینه‌ساز بهبود پایداری زیست محیطی در صنعت فولاد هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی نوین تولید و بازاریابی پایدار در صنعت پتروشیمی: یک مطالعه فراترکیب</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4152.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل الگوی نوین تولید و بازاریابی پایدار در صنعت پتروشیمی انجام شد؛ صنعتی که به دلیل پیچیدگی فرآیندها و اثرات گسترده محیطی، اقتصادی و اجتماعی، نیازمند چارچوبی جامع برای ارتقای کارایی عملیاتی، انعطاف‌پذیری، پایداری محیطی و بازاریابی مسئولانه است. در این پژوهش از روش کیفی فراترکیب برای تحلیل مطالعات منتشرشده طی سال‌های 2010 تا 2025 استفاده شد و داده‌های مربوط به سال‌های 2010 تا 2025 بررسی گردید. از طریق غربال متوالی مقالات، در مجموع 31 مقاله برای انجام فراترکیب انتخاب شد. پس از کدگذاری و پالایش داده‌ها، پنج مضمون اصلی شناسایی شد: کارایی عملیاتی، انعطاف‌پذیری سازمانی، پایداری محیطی، بازاریابی مسئولانه، هم‌افزایی راهبردی. کارایی عملیاتی بر کاهش اتلاف، بهبود بهره‌وری تجهیزات و استانداردسازی فرآیندها تمرکز دارد. انعطاف‌پذیری سازمانی شامل چابکی تولید، پاسخ سریع به بازار، تنوع محصولات و همکاری شبکه‌ای است. پایداری محیطی با مدیریت بهینه انرژی، کاهش پسماند و رعایت الزامات زیست‌محیطی، اثرات منفی صنعتی را کاهش می‌دهد. بازاریابی مسئولانه با نوآوری محصول، شفافیت ارتباط با مشتری و تقویت برند سبز، به ارزش‌آفرینی پایدار کمک می‌کند. هم‌افزایی راهبردی میان این ابعاد، مبنای توسعه مزیت رقابتی پایدار و تحقق الگوی جامع تولید و بازاریابی پایدار در صنعت پتروشیمی است. نوآوری این پژوهش در ارائه یک الگوی یکپارچه تولید و بازاریابی پایدار برای صنعت پتروشیمی بر پایه فراترکیب مطالعات پیشین است. این الگو با تلفیق ابعاد کارایی عملیاتی، انعطاف‌پذیری سازمانی، پایداری محیطی و بازاریابی مسئولانه و تبیین نقش هم‌افزایی راهبردی میان آن‌ها، چارچوبی جامع برای توسعه مزیت رقابتی پایدار در صنعت پتروشیمی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چارچوب مفهومی عوامل روانشناختی تاثیرگذار بر قصد رفتاری محیط دوستانه گردشگران داخلی در مقصدهای شهری ایران (مورد مطالعه: شهر تهران)</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4170.html</link>
      <description>رفتارهای ناآگاهانه و مخرب گردشگران داخلی به تشدید ناپایداری زیست محیطی در برخی از مقصدهای گردشگری انجامیده است. لذا، تحقق توسعه پایدار گردشگری به عنوان یک ضرورت، مستلزم تغییر الگوهای رفتاری و افزایش مسئولیت پذیری زیست محیطی گردشگران است. هدف این مطالعه شناسایی عوامل روانشناختی تاثیرگذار بر رفتار محیط دوستانه گردشگران داخلی در مقصدهای شهری است. این تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش شناسی در گروه روش های کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون قرار می گیرد.  داده های تحقیق از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۴۴ نفر از گردشگران داخلی در شهر تهران و با استفاده از روش های نمونه گیری سهمیه ای و در دسترس در ۳۲ واحد از تاسیسات اقامتی شهر تهران گردآوری شده اند. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار مکس کیو دی ای ۲۰۲۴ انجام شد. در نهایت، ۹۹۳ گزاره اولیه، ۳۶ مضمون پایه، ۹ مضمون سازمان دهنده و ۴ مضمون فراگیر شناسایی شدند. به منظور شناسایی این مضامین از دو رویکرد تحلیل مضمون قیاسی و استقرایی بهره گرفته شد و بر پایه این مضامین چارچوب مفهومی روانشناختی قصد رفتاری محیط دوستانه گردشگران داخلی در مقصدهای شهری ایران تدوین شد. تمایلات و گرایش ها، ادراک هنجاری، ابعاد ادراکی-احساسی گردشگران و پیش شرط ها، اقتضائات و الزامات رفتاری به عنوان عناصر اصلی این چارچوب بر قصد رفتاری محیط دوستانه گردشگران داخلی در مقصدهای شهری ایران تاثیر می گذارند. این چارچوب می تواند در انتخاب راهبردهای تغییر الگوی رفتاری گردشگران به مدیران مقصد و طراحی تجارب و ارائه خدمات سبز به بازاریابان و مدیران کسب وکارهای گردشگری کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مسئولیت اجتماعی باشگاه های ورزشی منتخب در تهران بر پایداری زیست‌محیطی از طریق نوآوری سبز</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4171.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل تأثیر مسئولیت اجتماعی باشگاه‌های ورزشی منتخب شهر تهران بر پایداری زیست ‌محیطی، با تأکید بر نقش میانجی نوآوری سبز، انجام شد. سازمان‌های ورزشی می‌توانند از طریق به‌کارگیری رویکردهای مسئولانه و بهره‌گیری از راهبردهای مبتنی بر نوآوری‌های زیست‌محیطی، در کاهش پیامدهای منفی زیست‌ محیطی و ارتقای پایداری نقش مؤثری ایفا کنند.  بررسی هم‌زمان این موارد در بستر باشگاه‌های ورزشی ایران با شکاف های پژوهشی مواجه است. این مطالعه از نظر هدف در زمره پژوهش‌های کاربردی و از حیث روش، توصیفی–همبستگی مبتنی بر رویکرد پیمایشی قرار دارد. جامعه آماری شامل افراد فعال در باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای شهر تهران بود که از میان آنان، بر اساس معیارهای تعیین حجم نمونه در مدل‌یابی معادلات ساختاری و با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، 200 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای ساختاریافته بود که روایی همگرا و واگرای آن تأیید شد (AVE&amp;amp;gt;0.50) و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (α&amp;amp;gt;0.69) و پایایی ترکیبی (CR&amp;amp;gt;0.77) مورد تأیید قرار گرفت.  یافته‌ها نشان داد که مسئولیت اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری سبز (β=0.529، t=10.828، p&amp;amp;lt;0.001) و پایداری زیست ‌محیطی (β=0.210، t=4.241، p&amp;amp;lt;0.001) دارد. همچنین، نوآوری سبز تأثیر مثبت و معناداری بر پایداری زیست ‌محیطی داشت (β=0.649، t=17.094، p&amp;amp;lt;0.001). افزون بر این، نقش میانجی نوآوری سبز در رابطه بین مسئولیت اجتماعی و پایداری زیست ‌محیطی تأیید شد (β=0.343، t=9.289، p&amp;amp;lt;0.001). شاخص‌های برازش مدل نیز بیانگر مطلوبیت ساختار مفهومی پژوهش بودند. نتایج بیانگر آن است که مسئولیت اجتماعی در باشگاه‌های ورزشی می‌تواند به عنوان یک اهرم راهبردی در جهت تقویت نوآوری‌های سبز و تحقق پایداری زیست‌محیطی عمل نماید. از این رو، پیشنهاد می‌شود مدیران ورزشی و سیاست‌گذاران حوزه ورزش، رویکرد مسئولیت اجتماعی را در برنامه‌ریزی‌های کلان خود نهادینه کرده و توسعه نوآوری سبز را به عنوان بخشی اساسی از مدل‌های مدیریتی و عملیاتی مورد توجه قرار دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل برندسازی پایداردر صنعت ساختمان سبز با رویکرد فراترکیب</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4172.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارائه مدل برندسازی پایدار در صنعت ساختمان انجام شد. با توجه به نقش روزافزون برندسازی در ارتقای رقابت‌پذیری و ضرورت توجه به ابعاد پایداری در این صنعت، تدوین الگویی جامع برای تبیین ابعاد و مؤلفه‌های برندسازی پایدار، امری ضروری به نظر می‌رسد.
این پژوهش از نوع کیفی و در چارچوب پارادایم تفسیری انجام گرفته و از رویکرد فراترکیب بر اساس الگوی هفت‌مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو (2007(  به‌عنوان استراتژی پژوهش بهره گرفته است. بدین منظور، مطالعات و پژوهش‌های مرتبط با برندسازی پایدار در صنعت ساختمان از پایگاه‌های معتبر اسکوپوس و وب آو ساینس با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و قضاوتی گردآوری، مرور و تحلیل شد. سپس گزاره، مفاهیم، مقوله‌ها و شاخص‌های استخراج‌شده با رویکرد تلفیقی در قالب مدلی چندبعدی سازمان‌دهی گردید تا ابعاد اصلی و مؤلفه‌های کلیدی برندسازی پایدار در صنعت ساختمان شناسایی و تبیین شود.
یافته‌های پژوهش نشان داد که برندسازی پایدار فرآیندی چندبعدی و پویا است که از الزامات زمینه‌ای شامل عوامل بیرونی مانند قوانین و انتظارات ذی‌نفعان و عوامل درونی مانند فرهنگ سازمانی و رهبری و تعهدات راهبردی آغاز می‌شود. تحقق این فرآیند مستلزم توسعه زیرساخت‌ها و منابع پشتیبان نظیر سرمایه انسانی، فناوری و نوآوری سبز و منابع مالی پایدار است و در قالب فرآیندهای راهبردی و عملیاتی شامل طراحی راهبرد برند،طراحی، مدیریت و اجرای پایدار، ساخت هویت برند و بهره‌گیری از ابزارهای ارتباطی و بازاریابی پایدار به اجرا درمی‌آید.
تداوم این چرخه از طریق ارزیابی و بهبود مستمر برند، پایش عملکرد، و یادگیری و توسعه تضمین می‌شود و در نهایت به دستاوردهای کلان، سازمانی و بازارمحور، از جمله توسعه پایدار، ارتقای تصویر برند و افزایش وفاداری مشتریان منجر می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت رواناب سطحی: مروری بر تجربیات جهانی، چالش‌های موجود در وضعیت شهر تهران و راهکارهای پیشنهادی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4173.html</link>
      <description>مدیریت رواناب شهری یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار و افزایش تاب‌آوری شهرها در برابر رخدادهای حدی اقلیمی به شمار می‌آید. مهم‌ترین عامل کاهش کارایی این سیستم‌ها در شهرهای بزرگ مشابه تهران، نبود نظام منسجم و یکپارچه برای بهره‌برداری (مجموعه عملیات پایش، نگهداری و تعمیر) سامانه‌های جمع‌آوری رواناب شناخته شده است. سامانه جمع‌آوری رواناب سطحی شهر تهران یکی از زیرساخت‌های حیاتی شهری  و فاقد چارچوبی جامع برای مدیریت بهره‌برداری و پایش می‌باشد. در این مقاله، به‌منظور ارائه پیشنهاداتی برای مدیریت یکپارچه جمع‌آوری رواناب سطحی شهر تهران، تجربیات جهانی در زمینه پایش، نگهداری و همچنین مدیریت و سیاست‌گذاری به همراه چالش‌های موجود در سامانه فعلی جمع‌آوری رواناب سطحی شهر تهران مورد بررسی قرار گرفت. با جمع‌بندی این بررسی‌ها، مدل نوآورانه‌ای متشکل از حکمرانی مشارکتی و مبتنی بر داده، توسعه زیرساخت‌های هوشمند و زیرساخت‌های سبز و استفاده از فناوری هوشمند در زمینه تحلیل داده‌های یکپارچه و پیش‌بینی بحران برای شهر تهران پیشنهاد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل تحول دیجیتال در مدیریت شهری ایران: یک مطالعه کیفیِ داده‌بنیاد</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4197.html</link>
      <description>تحول دیجیتال مدیریت شهری، یک نقشه راه جامع برای گذار از روش‌های سنتی به حکمرانی داده‌محور و شهروندمحور است. این مدل ‏موفق، تنها ‏فناوری نیست، بلکه تحلیل تعامل عوامل راهبردی، سازمانی، اجتماعی و زیرساختی در بافت خاص هر شهر و ارائه راه‌حل‌های ‏عملیاتی متناسب است. هدف ‏اصلی پژوهش ‏حاضر ارائه مدل تحول دیجیتال در مدیریت شهری در ایران‎ ‎است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با به‌کارگیری روش داده بنیاد ‏‏صورت گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته از نمونه انتخاب شد. سپس جامعه موردمطالعه خبرگان فعال ‏در مدیران و ‏تصمیم‌سازان شهری، کارشناسان و متخصصان فناوری اطلاعات در شهرداری، فعالان ‏بخش خصوصیِ ارائه‌دهنده خدمات ‏دیجیتال شهری، ذی‌نفعان ‏متخصص، پژوهشگران حوزه مدیریت شهری ‏بودند. روش نمونه گیری به‌صورت هدفمند و ‏انتخاب نمونه طبق ‏فرایند گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ‏پیش رفت و 17 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها در ‏بخش کیفی از روش ‏استراوس و کوربین(کدگذاری باز، محوری و انتخابی) استفاده ‏شد. جهت روایی و پایایی سؤالات از روش تطبیق ‏توسط اعضا و روش توافق ‏درون موضوعی استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان می ‏دهد که شرایط علی ‏شامل (عوامل راهبردی و حکمرانی، ...) می‌شوند. عوامل زمینه‌ای ‏شامل (عوامل اقتصادی، ...) است. عوامل ‏مداخله‌گر شامل (عوامل ‏تعدیل‌کننده، ...) هستند. ‏راهبردها شامل (راهبردهای کلان رویکردی ...) ‏دسته‌بندی می‌شوند. پیامدها شامل(موارد ژئوپلیتیکی و امنیتی نوین، ...) هستند. این مدل به یک نقشه راه ‏کاربردی چهارمرحله‌ای تبدیل شده ‏است؛ شروع با تشخیص جامع وضعیت شهر، سپس طراحی راهبردهای ترکیبی و متناسب (مانند تحول تدریجی با ‏پروژه‌های پایلوت)، اجرا ‏تحت پایش مستمر توسط کمیته‌ای فرابخشی، و ختم به بازنگری چابک در چرخه‌ای مداوم. هدف نهایی، تبدیل تحول دیجیتال از ‏پروژه‌ای ‏پراکنده به یک فرآیند تغییر اجتماعی-سازمانی پایدار و تاب‌آور است‏.‏</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های هوشمندسازی فعالیت‌های کشاورزی در مناطق روستایی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4198.html</link>
      <description>با وجود رشد فزاینده‌ فناوری‌های هوشمند در بخش کشاورزی، پیاده‌سازی مؤفق آن‌ها در مناطق روستایی به‌دلیل موانع ساختاری، انسانی و نهادی متعدد، با چالش‌های جدی روبه‌رو است. این در حالی است که تاکنون مطالعه‌ای جامع و نظام‌مند برای یکپارچه‌سازی این موانع انجام نشده است. بر همین اساس، پژوهش به تبیین چالش‌های هوشمندسازی فعالیت‌های کشاورزی در مناطق روستایی پرداخت. پژوهش کیفی و مبتنی بر روش فراترکیب بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام منابع علمی منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی در پایگاه‌های علمی از نخستین سال انتشار بود. پس از جستجو 66 منبع شناسایی شد که با توجه به رویکرد اصلی پژوهش که مبتنی بر روش پریسما بود؛ 32 منبع علمی برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مداخلات هوشمندسازی در فعالیت‌های کشاورزی شامل «رویکردها و شیوه‌های مدیریتی» و «فناوری‌ها و ابزارهای هوشمند» است. در این میان «کشاورزی هوشمند اقلیمی » مهم‌ترین رویکرد مورد توجه در پژوهش‌ها بوده است. اینترنت اشیا، هواپیماهای بدون سرنشین، سامانه‌های آبیاری هوشمند و فناوری‌های صرفه‌جویی در مصرف انرژی نیز به عنوان مهم‌ترین فناوری‌های مورد استفاده محسوب می‌شوند. یافته‌ها همچنین نشان می‌دهد که چالش‌های هوشمندسازی فعالیت‌های کشاورزی در مناطق روستایی در پنج عامل اقتصادی- مالی و فناورانه- عملیاتی (عوامل علی)، نهادی- سیاستی (عوامل مداخله‌گر)، زیرساختی- محیطی، انسانی- اجتماعی (عوامل زمینه‌ای) قرار دارند. در این زمینه خصوصیات فردی کشاورزان از جمله سن، جنسیت، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل، تجربه فعالیت کشاورزی و اندازه خانواده نیز نقش تعیین‌کننده‌ در میزان پذیرش این رویکرد در مناطق روستایی داشته است. بنابراین می‌توان نتیجه‌گیری نمود که هوشمندسازی فعالیت‌های کشاورزی در مناطق روستایی، فرایندی چندبعدی و فراتر از به‌کارگیری صرف فناوری‌ها است. هرگونه برنامه‌ریزی و اقدام برای توسعه آن باید با در نظر گرفتن ویژگی‌های مناطق روستایی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل علم‌نگاشتی گردشگری دیجیتال و دلالت‌های آن برای مدیریت توسعه پایدار شهری</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4209.html</link>
      <description>گردشگری دیجیتال شهری به‌عنوان یکی از حوزه‌های نوظهور، در پیوند میان فناوری‌های دیجیتال، شهر هوشمند و برنامه‌ریزی شهری پایدار، طی سه دهه اخیر رشد چشمگیری داشته است؛ با وجود این، ساختار دانشی، مسیرهای تحول مفهومی و روندهای پژوهشی این حوزه هنوز تبیین نشده‌اند. پژوهش حاضر با هدف ترسیم نقشه دانشی گردشگری دیجیتال شهری، شناسایی روندهای تحول مفهومی و استخراج ابعاد اصلی این حوزه انجام گردید. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر علم‌سنجی است. جامعه آماری شامل ۵۲۳ مقاله نمایه‌شده در پایگاه اسکوپوس طی سال‌های ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۵ است. داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار VOSviewer و با استفاده از تحلیل هم‌رخدادی واژگان، هم‌استنادی و تحلیل زمانی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. 
بر اساس یافته‌های پژوهش، تحول مفهومی گردشگری دیجیتال شهری در چهار دوره متمایز رخ داده است. همچنین پژوهش حاضر ماتریس پنج‌بعدی گردشگری دیجیتال شهری متشکل از حکمروایی اکوسیستمی، مورفولوژی کالبدی، تجربه غوطه‌ور، اکولوژی داده‌محور و اقتصاد پلتفرمی را به‌عنوان چارچوبی مفهومی برای تبیین توسعه پایدار گردشگری شهری ارائه نموده است. نتایج بیانگر آن است که این حوزه از رویکردهای فناورانه صرف عبور نموده و به چارچوبی میان‌رشته‌ای مبتنی بر تعامل ابعاد فناورانه، کالبدی، اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است. افزون بر این، 
نتایج پژوهش ضمن همسویی با مطالعات پیشین، نشان می‌دهد که همه‌گیری کووید-۱۹ به‌عنوان کاتالیزور تحول دیجیتال، نقش مهمی در تغییر پارادایم گردشگری شهری ایفا نموده است. همچنین، یافته‌ها بر ضرورت ایجاد تعادل میان توسعه اقتصاد دیجیتال، حفاظت از میراث شهری و ارتقای پایداری تأکید دارد و این امر می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی شهری و جهت‌دهی پژوهش‌های آینده در حوزه گردشگری دیجیتال شهری باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از ریسک‌های فیزیکی تا افشای داوطلبانه: چارچوبی ترکیبی برای اولویت‌بندی راهبردهای ریسک اقلیمی در شرکت‌های بورسی ایران</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4233.html</link>
      <description>هدف: تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از پیچیده‌ترین تهدیدات نوین، پایداری شرکت‌های بورسی را با چالش مواجه کرده است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی راهبردهای بومی مدیریت ریسک اقلیمی در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بازار سرمایه ایران است تا چارچوبی عملیاتی برای مقابله با ریسک‌های فیزیکی و گذار ارائه دهد.روش‌شناسی: این تحقیق با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) انجام شد. در بخش کیفی، با استفاده از تحلیل تماتیک (براون و کلارک)، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان و تحلیل مستندات شرکتی صورت گرفت. در بخش کمی، داده‌ها از طریق ۳۱۸ پرسشنامه معتبر جمع‌آوری شد. جهت تعیین وزن معیارها از فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) و برای رتبه‌بندی نهایی راهبردها از تکنیک تاپسیس (TOPSIS) استفاده گردید.یافته‌ها :تحلیل کیفی منجر به استخراج ۱۶۲ کد اولیه، ۳۵ تم فرعی و ۱۱ مضمون اصلی شد که در این میان، مضمون &amp;amp;laquo;فناوری‌های تاب‌آوری عملیاتی&amp;amp;raquo; با ۵/۲۷٪ بیشترین فراوانی را داشت. نتایج بخش کمی نشان داد که &amp;amp;laquo;ریسک‌های فیزیکی حاد و مزمن&amp;amp;raquo; (وزن ۲۳۶/۰) مهم‌ترین معیار اثرگذار است. همچنین، بر اساس خروجی تکنیک تاپسیس، راهبرد &amp;amp;laquo;تقویت افشای داوطلبانه&amp;amp;raquo; با شاخص نزدیکی ۶۴۵/۰ در رتبه نخست و &amp;amp;laquo;بیمه اقلیمی و پوشش خسارات&amp;amp;raquo; (۵۸۷/۰) در رتبه دوم راهبردهای بهینه قرار گرفتند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از وجود شکاف دیدگاهی بین خبرگان و مدیران اجرایی است؛ در حالی که خبرگان بر بومی‌سازی فناوری‌های عملیاتی تأکید دارند، مدیران عملیاتی &amp;amp;laquo;افشای اطلاعات&amp;amp;raquo; را راهبردی‌ترین پاسخ به فشار بازارهای سرمایه می‌دانند. این پژوهش پیشنهاد می‌کند سازمان بورس الزامات افشای منطبق بر استانداردهای TCFD را تا سال ۱۴۰۶ عملیاتی کرده و زیرساخت‌های بازار کربن داخلی و صندوق‌های بیمه اقلیمی را توسعه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتقای عملکرد پایدار از طریق مدیریت منابع انسانی سبز: حلقه اتصال سرمایه فکری سبز</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3714.html</link>
      <description>امروزه دستیابی به عملکرد پایدار سازمانی با ابعاد مسئولیت‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی برای هر سازمانی دارای اهمیت ویژه‌ای است. لذا، هدف از پژوهش پژوهش حاضر سنجش تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز و سرمایه فکری سبز بر عملکرد پایدار می‌باشد. پژوهش حاضر از نظر پارادایم، پژوهشی اثبات‌گرا؛ از منظر جهت‌گیری، کاربردی؛ از نظر روش جمع‌آوری داده‌ها از نوع توصیفی- پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل شرکت‌های فعال پتروشیمی مستقر در استان بوشهر و منظقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی هستند. جامعه آماری پژوهش نامحدود بوده و نمونه آماری شامل 396 نفر است. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه در سه بخش مدیریت منابع انسانی سبز، عملکرد پایدار و سرمایه فکری سبز بوده است. پایایی ابزار پژوهش از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مدیریت منابع انسانی سبز تأثیر مثبت و معناداری بر سرمایه فکری سبز و عملکرد پایدار در شرکت‌های پتروشیمی دارد. سرمایه فکری سبز بر عملکرد پایدار تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، سرمایه فکری سبز در رابطه بین مدیریت منابع انسانی سبز و عملکرد پایدار نقش میانجی‌گری مثبت و معناداری ایفا می‌کند. با توجه به یافته‌های پژوهش، به شرکت‌های پتروشیمی پیشنهاد می‌شود که راستای پیاده‌سازی مدیریت منابع انسانی سبز و سرمایه فکری سبز جدیت بیشتری داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کارکردهای اجتماعی و زیست محیطی زنجیره تأمین پایدار و اثرات آن بر مزیت رقابتی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3716.html</link>
      <description>زنجیره تأمین پایدار به عنوان یکی از ابزارهای گذر از چالش های محیطی و پیش بینی نشده کسب و کار مورد توجه بسیاری از کسب و کارها قرار گرفته است که در این رابطه برخورداری از توانمندسازهایی می‌تواند کارایی زنجیره تأمین را بهبود ‌بخشد. هدف از انجام این تحقیق بررسی توانمندسازهای مدیریت زنجیره تأمین پایدار و اثرات آن بر مزیت رقابتی با تاکید بر نقش شهرت شرکت است. این پژوهش ازنظر نوع، &amp;amp;laquo;کاربردی&amp;amp;raquo; و از نظـر رویکـرد، &amp;amp;laquo;شـناختی&amp;amp;raquo; اسـت کـه بـا شـیوة پیمایشی در گردآوری داده‌ها انجام شده است. جامعة پژوهش حاضر شامل مدیران شرکت‌های فعال در گروه خودروسازی سایپا است. جهت تعیین تعداد نمونه از روش تعیین حجم نمونه کلاین (1990) استفاده شده است. تعداد 200 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. گردآوری داده‌های پژوهش از طریق پرسشنامه انجام شد. در تحلیل داده‌های این تحقیق از نسخه 3 نرم افزار Smart PLS و نسخه 19 نرم افزار SPSSاستفاده شده است. یافته‌های این پژوهش نشان داد که توانمندسازهای زنجیره تأمین تاثیر مستقیم و معناداری بر روی کارکردهای زیست محیطی و اجتماعی زنجیره تأمین و خود این کارکردها نیز تاثیر معناداری بر روی شهرت و مزیت رقابتی شرکت دارند، در حالی که بین شهرت و مزیت رقابتی رابطه معناداری مشاهده نشد. حمایت مدیران ارشد و خرید استراتژیک از جمله توانمندسازهای کارکردهای اجتماعی و زیست محیطی زنجیره تأمین پایدار هستند. لذا نتایج این تحقیق به مدیرانی که به دنبال پایداری زنجیره تأمین هستند کمک می‌کند تا در تدوین برنامه‌های استراتژیک برای خرید مواد اولیه و حمایت از اجرای برنامه های زنجیره تأمین این دو رکن اصلی در موفقیت پایداری زنجیره تأمین را درنظر داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از غوطه‌وری در طبیعت تا گردشگری مسئولانه: گشودن مسیر بهزیستی ذهنی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3719.html</link>
      <description>با گسترش روزافزون گردشگری طبیعت‌محور و افزایش علاقه‌مندان به این نوع سفرها، نگرانی‌ها درباره تخریب‌های عمدی و غیرعمدی محیط‌زیست طبیعی افزایش یافته است. این مسئله ضرورت توجه به راهکارهای مؤثر برای کنترل و کاهش آثار منفی زیست‌محیطی ناشی از طبیعت‌گردی را دوچندان کرده است. در سال‌های اخیر، انتخاب مقاصد و اقامتگاه‌ها از سوی گردشگران دوستدار محیط‌زیست، بیش از پیش تحت تأثیر ملاحظات زیست‌محیطی و تلاش برای به حداقل رساندن آثار مخرب قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تجربه قبلی طبیعت‌گردی در شکل‌گیری رفتار مسئولانه طبیعت‌گردان، با تأکید بر نقش میانجی متغیرهای &amp;amp;laquo;بهزیستی ذهنی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پیوند با طبیعت&amp;amp;raquo; انجام شده است. با توجه به ظرفیت‌های بالای طبیعی و فرهنگی ایران در جذب گردشگران طبیعت‌گرد، تحلیل سازوکارهای اثرگذار در این حوزه می‌تواند زمینه‌ساز تدوین راهبردهایی برای توسعه پایدار طبیعت‌گردی باشد. این پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل طبیعت‌گردان ایرانی بوده و داده‌ها از طریق پرسشنامه جمع‌آوری شده‌اند. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که بین &amp;amp;laquo;پیوند با طبیعت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رفتار مسئولانه طبیعت‌گردان&amp;amp;raquo; رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین &amp;amp;laquo;بهزیستی ذهنی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رفتار مسئولانه&amp;amp;raquo; نیز رابطه‌ای معنادار مشاهده شد. افزون بر این، &amp;amp;laquo;فراوانی تجربه طبیعت‌گردی&amp;amp;raquo; با &amp;amp;laquo;پیوند با طبیعت&amp;amp;raquo; و با &amp;amp;laquo;بهزیستی ذهنی نیز رابطه‌ای مثبت و معنادار دارد. نتایج آزمون میانجی‌گری نشان داد که تأثیر فراوانی تجربه بر رفتار مسئولانه از طریق دو متغیر میانجی &amp;amp;laquo;پیوند با طبیعت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بهزیستی ذهنی&amp;amp;raquo; به‌صورت کامل و معنادار صورت می‌گیرد. در مقابل، اثر مستقیم تجربه قبلی بر رفتار مسئولانه، معنادار نبوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه راهبردهای پایدار و انعطاف‌پذیر در فناوری سبز</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3720.html</link>
      <description>در عصر حاضر، توسعه پایدار و فناوری‌های سبز به عنوان دو محور اصلی در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و زیست‌محیطی مطرح شده‌اند. این تحقیق به بررسی و توسعه استراتژی‌های پایدار و انعطاف‌پذیر در فناوری سبز در ایران می‌پردازد. با توجه به چالش‌های زیست‌محیطی نظیر آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی، این مطالعه به شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های کلیدی فناوری‌های سبز با استفاده از یک رویکرد ترکیبی و سیستماتیک می‌پردازد. روش‌شناسی شامل مرور جامع ادبیات، استفاده از روش دلفی فازی برای نهایی‌سازی شاخص‌ها و به کارگیری فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) برای وزن‌دهی و رتبه‌بندی این شاخص‌ها است. نتایج نشان می‌دهند که بنیاد سرمایه‌گذاری زیست‌محیطی و کارایی خروجی بالاترین تأثیر را دارند. همچنین، استراتژی‌های پیشنهادی شامل توسعه مالیات‌های زیست‌محیطی، ارائه مشوق‌های مالی برای سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و ایجاد زیرساخت‌های مناسب برای حمایت از فناوری‌های سبز است. این تحقیق بر اهمیت ادغام فناوری‌های سبز در استراتژی‌های اقتصادی ملی تأکید دارد و پیشنهاد می‌کند که دولت‌ها باید از طریق قوانین حمایتی و تأمین مالی تحقیق و توسعه (R&amp;amp;amp;D) به ترویج این فناوری‌ها بپردازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از مدیریت منابع انسانی سبز تا جذابیت سازمانی: یک مدل میانجی‌گری تعدیل‌شده</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3727.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز (GHRM) بر جذابیت سازمانی، با در نظر گرفتن نقش میانجی عملکرد زیست‌محیطی و شهرت سازمانی و نقش تعدیل‌گر فرهنگ سبز، در شرکت پگاه گلستان انجام شد. از نظر هدف، پژوهش کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل ۲۷۰ نفر از کارکنان شرکت بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری ساختاری، ۱۵۹ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد گردآوری و با نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مدیریت منابع انسانی سبز تأثیر مثبت و معناداری بر جذابیت سازمانی (&amp;amp;beta; = 0.134)، عملکرد زیست‌محیطی (&amp;amp;beta; = 0.780) و شهرت سازمانی (&amp;amp;beta; = 0.327) دارد. همچنین، عملکرد زیست‌محیطی تأثیر مثبت و معناداری بر شهرت سازمانی (&amp;amp;beta; = 0.509) و جذابیت سازمانی (&amp;amp;beta; = 0.158) نشان داد و شهرت سازمانی نیز تأثیر مثبت و مستقلی بر جذابیت سازمانی (&amp;amp;beta; = 0.406) داشت. فرهنگ سبز به‌عنوان متغیر تعدیل‌گر اثر مدیریت منابع انسانی سبز بر تمامی متغیرهای مورد بررسی را تقویت نمود. یافته‌ها نشان می‌دهند که پیاده‌سازی سیاست‌های مدیریت منابع انسانی سبز، علاوه بر بهبود عملکرد زیست‌محیطی و شهرت سازمانی، به افزایش جذابیت سازمانی نیز کمک می‌کند. از منظر کاربردی، پژوهش توصیه می‌کند که مدیران با نهادینه‌سازی فرهنگ سبز و توسعه سیاست‌های منابع انسانی سبز، تصویری مسئولیت‌پذیر و پایدار از سازمان ارائه کنند تا از مزایای رقابتی ناشی از شهرت مثبت و جذابیت سازمان بهره‌مند شوند. محدودیت‌های مطالعه شامل محدودیت زمینه‌ای و استفاده از طراحی مقطعی است و پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های آینده از روش‌های طولی و بررسی متغیرهای تکمیلی استفاده شود تا نتایج قابل تعمیم‌تر و جامع‌تر شوند. این پژوهش می‌تواند راهنمای مفیدی برای سازمان‌ها و مدیران در تدوین سیاست‌های منابع انسانی سبز و بهبود عملکرد زیست‌محیطی و جذابیت سازمان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد هوش مصنوعی در مدیریت محیط زیست شهری: مرور ساختاریافته در سه حوزه کیفیت هوا، پسماند و مصرف انرژی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3781.html</link>
      <description>با رشد شتابان شهرنشینی و تشدید چالش‌های زیست‌محیطی، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین به‌ویژه هوش مصنوعی (AI) در مدیریت محیط زیست شهری به ضرورتی انکارناپذیر بدل شده است. این مطالعه با رویکرد مروری ساختاریافته، به تحلیل و طبقه‌بندی نظام‌مند مطالعات منتشرشده بین سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ پیرامون کاربرد هوش مصنوعی در سه حوزه کلیدی مدیریت کیفیت هوا، مدیریت پسماند، و بهینه‌سازی مصرف انرژی پرداخته است. جستجو در پایگاه‌های معتبر علمی و اعمال معیارهای دقیق ورود، منجر به انتخاب ۵۵ مقاله جهت تحلیل نهایی گردید. نتایج نشان می‌دهد که الگوریتم‌های یادگیری ماشین و یادگیری عمیق، به‌ویژه مدل‌هایی چون LSTM، Random Forest و CNN، توانسته‌اند در پایش و پیش‌بینی شاخص‌های زیست‌محیطی، بهینه‌سازی منابع، و ارتقای تاب‌آوری شهری عملکرد قابل توجهی از خود نشان دهند. در کنار مزایا، چالش‌هایی نظیر وابستگی به داده‌های باکیفیت، هزینه‌های پیاده‌سازی، پیچیدگی مدل‌ها و ضعف در تفسیرپذیری نیز شناسایی شد. در نهایت، با ارائه مجموعه‌ای از پیشنهادات در زمینه ارتقای زیرساخت‌های داده‌ای، توسعه مدل‌های تبیین‌پذیر و سیاست‌گذاری بین‌نهادی، این مقاله بر نقش محوری هوش مصنوعی در نیل به اهداف توسعه پایدار شهری و تحقق شهرهای هوشمند تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر ابعاد هویت برند بر تشخیص سبزشویی و تبلیغات توصیه ای منفی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3782.html</link>
      <description>در دنیای امروز که آگاهی مصرف‌کنندگان نسبت به مسائل زیست‌محیطی رو به افزایش است، بسیاری از شرکت‌ها برای جذب مشتریان بیشتر، از ادعاهای سبز و پایدار استفاده می‌کنند. این ادعاها که اغلب به صورت نمادین و بصری از طریق عناصری مانند لوگو، رنگ، تصویر پس‌زمینه و برچسب‌های استاندارد منتقل می‌شوند، به عنوان ابزاری برای ایجاد یک هویت برند سبز به کار می‌روند. اما، متأسفانه، برخی از این شرکت‌ها با اغراق در ادعاهای خود، به پدیده ای به نام "سبزشویی" یا "گرین‌واشینگ" روی می‌آورند. سبزشویی به معنای استفاده گمراه‌کننده از اصطلاحات و نمادهای زیست‌محیطی برای ایجاد تصویری مثبت از یک محصول یا شرکت است، در حالی که در عمل تغییرات اساسی در جهت پایداری ایجاد نشده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر ابعاد مختلف هویت برند (لوگو، رنگ، تصویر پس‌زمینه و برچسب استاندارد) بر تشخیص سبزشویی محصولات توسط مصرف‌کنندگان و در نهایت تأثیر این تشخیص بر تبلیغات توصیه‌ای منفی است. جامعه آماری پژوهش، مصرف‌کنندگان ساکن تهران هستند. با استفاده از پرسشنامه و تحلیل معادلات ساختاری، داده‌های جمع‌آوری شده از 384 نفر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته‌های پژوهش نشان داد که لوگو، رنگ، برچسب استاندارد و تصویر پس‌زمینه محصولات تأثیر مثبتی بر تشخیص سبزشویی توسط مصرف‌کنندگان دارند. علاوه بر این، نتایج حاکی از آن است که تشخیص سبزشویی به طور مستقیم بر تبلیغات توصیه‌ای منفی تأثیرگذار است. به عبارت دیگر، اگر مصرف‌کنندگان یک محصول را سبزشویی تشخیص دهند، تمایل بیشتری به انجام تبلیغات توصیه‌ای منفی در مورد آن محصول خواهند داشت.بر اساس یافته‌های پژوهش شرکت‌ها می‌توانند با طراحی دقیق عناصر بصری برند خود، تشخیص سبزشویی محصولات را افزایش داده و در نتیجه، تبلیغات توصیه‌ای منفی را کاهش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات سرمایه‌گذاری سبز، توسعه مالی و دیجیتالی‌شدن بر پایداری اقتصادی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3821.html</link>
      <description>پایداری نظام اقتصادی مفهومی چندبعدی است که به تقویت ساختارهای اقتصادی و تحقق امنیت اقتصادی از طریق ایجاد معیشت پایدار، اشتغال مولد، استقرار نظام مالی کارآمد و توسعه فناوری‌های سازگار با محیط‌زیست اشاره دارد؛ امری که مستلزم بهره‌گیری مؤثر از سرمایه انسانی است. بنابراین درک عوامل تعیین‌‌کننده و ارائه راهکار جهت پایداری اقتصادی، مقوله‌ای مهم تلقی می‌‌گردد. بر این اساس، هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثرات سرمایه‌گذاری سبز، توسعه مالی، دیجیتالی‌شدن بر پایداری اقتصادی با استفاده از رویکرد اقتصاد سنجی پانل کوانتایل (QARDL) طی دوره زمانی 2000-2021 در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا می‌باشد. از ترکیب متغیرهای تجارت، کشاورزی، جنگلداری و ماهیگیری، ارزش افزوده، رشد جمعیت، نرخ تورم، مخارج مصارف نهایی و صادرات کالا و خدمات با بهره گیری از روش تجزیه و تحلیل مولفه های اصلی(PCA)، شاخص کلی پایداری اقتصادی استخراج شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که در تمامی چندک‌های 25/0، 50/0، 75/0 و 95/0، سرمایه‌گذاری سبز، توسعه مالی، دیجیتالی‌شدن، تأثیر مثبت و معنی‌داری بر شاخص پایداری اقتصادی داشته است و نشان‌دهنده استحکام نتایج تحقیق است. در چندک 95/0 افزایش یک واحدی سرمایه‌گذاری سبز، توسعه مالی، دیجیتالی‌شدن به ترتیب موجب افزایش 648/0، 120/0 و 233/0 واحدی شاخص پایداری اقتصادی شده است و ضریب تاثیری گذاری سرمایه گذاری سبز بر شاخص پایداری اقتصادی در این چندک نسبت به سایر متغیرها بیشتر است. این یافته‌ها می‌تواند نقشه راهی برای کشورهای در حال توسعه ایجاد کند تا ازدیجیتالی شدن، سرمایه‌گذاری سبز و توسعه مالی در بخش‌های تولیدی برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار استفاده نمایند.کلمات کلیدی: دیجیتالی‌شدن، توسعه مالی، سرمایه‌گذاری سبز، روش اقتصادسنجی کوانتایل</description>
    </item>
    <item>
      <title>محرک‌های کلیدی مدیریت منابع انسانی سبز: شناسایی و اولویت‌بندی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3822.html</link>
      <description>در چشم‌انداز کسب‌وکارهای امروزی، پیاده‌سازی استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی سبز به یک مزیت رقابتی ضروری تبدیل شده است؛ اجرای مؤثر این استراتژی‌ها اما نیازمند درک روشنی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر آن است. از این رو، هدف پژوهش حاضر، شناسایی و رتبه‌بندی این عوامل می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی است. جامعه آماری آن شامل اساتید خبره دانشگاهی در رشته مدیریت بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری، ۱۴ نفر به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. داده‌های مورد نیاز نیز از طریق روش‌های کتابخانه‌ای (برای مبانی نظری) و میدانی (مصاحبه با خبرگان) جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با رویکردی ترکیبی در دو مرحله انجام شد. در مرحله کیفی، با استفاده از تحلیل مضمون روی مصاحبه‌ها و متون علمی، شاخص‌های اولیه استخراج شد. سپس، این شاخص‌ها در یک فرآیند دلفی سه‌مرحله‌ای به خبرگان ارائه شد. این فرآیند با هدف دستیابی به اجماع نظر، ضمن تأمین روایی محتوایی (از طریق استفاده از خبرگان) و روایی سازه (از طریق فرآیند بازخورد و تکرار)، اجرا گردید. برای سنجش پایایی و میزان توافق در هر مرحله، از ضریب کندال استفاده شد. در نهایت، شاخص‌های مورد توافق نهایی بر اساس میانگین امتیازاتشان رتبه‌بندی شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که ۱۹ شاخص در پنج بعد اصلی، بر اساس میانگین امتیازات به ترتیب اولویت عبارتند از: آگاهی و آموزش، مشارکت و همکاری، فرهنگ و رهبری، فناوری و ارزیابی و در نهایت سیاست‌ها و رویه‌ها. توجه به این عوامل و مؤلفه‌های مرتبط می‌تواند به تقویت استراتژی مدیریت منابع انسانی سبز در سازمان‌ها کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>محرک‌های تحول دیجیتال پایدار: یک مدل میانجیگری تعدیل‌شده از قابلیت‌های پویای دیجیتال و عدم قطعیت محیطی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3824.html</link>
      <description>صنعت دارو به عنوان صنعتی کلیدی در نظام سلامت، به منظور پاسخگویی به فشارهای فزاینده رقابتی و اجتماعی، ناچار به اتکا بر فناوری‌های نوین در راستای توسعه مزیت رقابتی پایدار است. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی عوامل موثر بر تحول دیجیتال پایدار در این صنعت است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از منظر جمع‌آوری داده‌ها، توصیفی-پیمایشی محسوب می‌شود. داده‌ها از طریق یک پرسشنامه استاندارد از نمونه‌ای شامل 119 نفر از مدیران یک شرکت دارویی جمع‌آوری گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها، مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس و نرم‌افزار اسمارت پی‌ال‌اس مورد کاربرد قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که تفکر استراتژیک و ظرفیت جذب، هر دو تأثیر مثبت و معناداری بر قابلیت‌های پویای دیجیتال دارند. همچنین، تأثیر قابلیت‌های پویای دیجیتال بر تحول دیجیتال پایدار، از نظر آماری بسیار قوی و معنادار بود. نتایج تحلیل میانجی‌گری تأیید کرد که قابلیت‌های پویای دیجیتال به عنوان یک میانجی کامل، تأثیر ظرفیت جذب بر تحول دیجیتال پایدار را میانجی‌گری می‌کند. با این حال، فرضیه مربوط به نقش تعدیل‌گر عدم قطعیت محیطی، مورد تایید قرار نگرفت. پژوهش حاضر از چند جنبه در توسعه ادبیات نظری تاثیرگذار است. از جمله اینکه برای اولین بار تاثیر تفکر استراتژیک، ظرفیت جذب سازمان و همچنین نقش میانجی قابلیت‌های پویای دیجیتال در تحول دیجیتال پایدار مورد بررسی و تایید قرار گرفته است. از لحاظ کاربردی، نتایج نشان می‌دهد که برای دستیابی به تحول دیجیتال پایدار، تمرکز بر توانمندسازی درونی سازمان از اتکا به عوامل محیطی خارجی مهم‌تر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و تبیین الگوی جامع رفتار سبز کارکنان؛ رویکرد فراترکیب</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3848.html</link>
      <description>با توجه وضعیت محیط زیست جهان، هدف از انجام این پژوهش طراحی الگویی جامع برای رفتار سبز کارکنان است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و به صورت کیفی انجام شده است و با به‌کارگیری روش فراترکیب از طریق فرایند هفت مرحله‌ای ساندوسکی و باروسو، پس از بررسی اولیه 81 مقاله، 12 مقاله نهایی وارد فرایند فراترکیب و الگوی جامع برای رفتار سبز کارکنان تعیین شد. چارچوب نهایی شامل 3 مقوله، 17 مفهوم و 64 کد بود. مقولات شامل عوامل ورودی، فرایند و پیامدها و مفاهیم شامل عوامل فردی، عوامل موقعیتی، رویه‌های منابع انسانی سبز، انگیزش، توانایی، ادراک از نقش، نیت/قصد، فرصت/چالش، حفاظت، اجتناب از آسیب، تأثیرگذاری در دیگران، ابتکار عمل، اصلاح رفتار و رفتار پایدار، سطح فردی، سطح گروهی/تیمی، سطح سازمانی و سطح اجتماعی بودند. این چارچوب، مشابه مدل چندسطحی نورتون و همکاران (2015)، با الهام از تعامل فرد-محیط، عملکرد شغلی و نظریه خودتعیین‌گری طراحی شده و فرایندی پویا را ترسیم می‌کند که در آن عوامل ورودی از طریق سازوکارهای فرایندی به پیامدها منجر شده و عوامل فرایندی و پیامدها به‌صورت بازخوردی بر ورودی‌ها اثر می‌گذارند. این ساختار نه‌تنها عوامل شکل‌دهنده رفتار سبز را تبیین می‌کند، بلکه با تمایز بین رفتارهای اجباری و داوطلبانه، درک عمیقی از پویایی‌های این رفتار در سازمان‌ها ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیمایش اجرای موفقیت‌آمیز برنامه‌های درسی سبز در آموزش و پرورش ابتدایی: بینش‌هایی از مدیران و معلمان</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3851.html</link>
      <description>امروزه جهان در اثر فعالیت‌های غیراستاندارد بشر، با مخاطرات زیست‌محیطی مختلفی مواجه است و جوامع مختلف ناگزیر به پیدا کردن راهکارهایی برای مدیریت و مرتفع نمودن آن هستند. یکی از نهادهای اجتماعی قابل‌توجه در هر جامعه، مدارس هستند که از طریق آموزش سبز به‌طور عام و برنامه درسی سبز به‌طور خاص، می‌تواند نقش بسزایی در کاهش مخاطرات زیست‌محیطی ایفا کنند. ازاین‌رو، پژوهش حاضر؛ باهدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر در اجرای موفق برنامه درسی از دیدگاه مدیران و معلمان دوره ابتدایی شهرستان بشرویه انجام شد. این پژوهش، ازنظر هدف کاربردی که با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. قلمرو پژوهش حاضر، شامل کلیه مدیران و معلمان دوره ابتدایی آموزش‌وپرورش شهرستان بشرویه در سال تحصیلی ۱۴۰4-1403 بود که با استفاده از قاعده‌ اشباع نظری و روش نمونه‌گیری هدفمند 18 نفر به‌عنوان مشارکت‌کننده انتخاب شدند. در این پژوهش، به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها از روش مصاحبه‌ نیمه ساختاریافته استفاده شد و فرایند انجام مصاحبه‌ها تا اشباع نظری ادامه یافت. به‌منظور اطمینان از خصیصه روایی ابزار اندازه‌گیری از روش توافق کدگذاران استفاده شد و مقدار ضریب توافق (93/82) درصد گزارش شد. نتایج حاصل از تجزیه‌وتحلیل مصاحبه‌های انجام‌شده بیانگر این است که مؤلفه‌های اصلی برنامه درسی سبز از دیدگاه مدیران و معلمان دوره ابتدایی شهرستان بشرویه را می‌توان در قالب 99 کدباز، 22 کد محوری و 6 انتخابی (ارتقای شایستگی زیست‌محیطی، ادغام آموزش زیست‌محیطی در برنامه درسی، برنامه‌ریزی آموزشی سبز با رویکرد مشارکتی، توسعه بینش انتقادی و پایدار، نهادینه‌سازی نگرش زیست محیطی، تقویت رفتارهای مسئولانه زیست محیطی، پرورش اخلاق و مسئولیت زیست‌محیطی و تعامل خانواده و مدرسه در آموزش محیط زیست) طبقه‌بندی کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه نقشه راهبردی مدیریت انرژی در واحدهای صنایع غذایی</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_3904.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف ارائه نقشه استراتژی مدیریت انرژی در واحدهای صنایع غذایی استان آذربایجان شرقی انجام شد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی&amp;amp;ndash;توسعه‌ای و از حیث شیوه و بازه زمانی گردآوری داده‌ها، غیرآزمایشی از نوع توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی و مقطعی است. طرح پژوهش به‌صورت آمیخته اکتشافی (کیفی&amp;amp;ndash;کمی) طراحی شد. جامعه آماری پژوهش را مدیران، کارشناسان فنی و مسئولان واحدهای تولیدی فعال در صنایع غذایی استان آذربایجان شرقی تشکیل دادند که بر اساس نمونه‌گیری هدفمند از نوع گلوله‌برفی، ۲۰ نفر از خبرگان واجد شرایط انتخاب شدند. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون، عوامل مؤثر بر مدیریت انرژی استخراج شد و فرایند مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کمی، از تحلیل سوات، روش سوارا و ماتریس برنامه‌ریزی استراتژیک کمی برای تحلیل و اولویت‌بندی استراتژی‌ها استفاده شد. نتایج حاصل از ماتریس‌های ارزیابی عوامل داخلی و خارجی نشان داد که وضعیت استراتژیک مدیریت انرژی در واحدهای صنایع غذایی استان آذربایجان شرقی در ربع محافظه‌کارانه قرار دارد؛ به این معنا که این واحدها باید با کاهش ضعف‌های درونی، از فرصت‌های محیطی بیشترین بهره را ببرند. بر این اساس، پنج استراتژی بازسازی شامل &amp;amp;laquo;بودجه سبز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دانش و توان سبز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;زیرساخت هوشمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هم‌افزایی فناورانه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;انگیزش سبز&amp;amp;raquo; تدوین شد. نتایج اولویت‌بندی کمی نشان داد که استراتژی &amp;amp;laquo;بودجه سبز&amp;amp;raquo; با کسب امتیاز ۷٫۳۳۳ بالاترین اهمیت راهبردی را دارد. پس از آن، &amp;amp;laquo;دانش و توان سبز&amp;amp;raquo; با امتیاز ۶٫۴۱۹، &amp;amp;laquo;زیرساخت هوشمند&amp;amp;raquo; با امتیاز ۵٫۴۶۹، &amp;amp;laquo;هم‌افزایی فناورانه&amp;amp;raquo; با امتیاز ۴٫۸۲۴ و &amp;amp;laquo;انگیزش سبز&amp;amp;raquo; با امتیاز ۴٫۳۸۳ در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان می‌دهد تمرکز بر اصلاح ساختارهای مالی، توسعه دانش تخصصی و نوسازی فناوری‌های هوشمند انرژی می‌تواند بیشترین اثربخشی را در بهبود عملکرد و پایداری انرژی واحدهای صنایع غذایی استان آذربایجان شرقی ایجاد کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل مدیریت پسماند شهری با رویکرد اقتصاد مدور</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4030.html</link>
      <description>با شدت‌گرفتن بحران‌های زیست‌محیطی و افزایش بی‌رویه تولید پسماند در شهرها، مدیریت مؤثر پسماند به یکی از چالش‌های اصلی حکمرانی شهری تبدیل شده است. در این میان، رویکرد اقتصاد مدور با تأکید بر کاهش، استفاده مجدد و بازیافت، به‌عنوان الگویی نوین برای پایداری شهری مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک چارچوب مفهومی یکپارچه، در پی شناسایی و ساماندهی شاخص‌های کلیدی مدیریت پسماند شهری با تمرکز بر اصول اقتصاد مدور است. در گام نخست، از طریق مرور نظام‌مند ادبیات و مستندات علمی، فهرستی اولیه از شاخص‌های مؤثر استخراج شد. سپس با بهره‌گیری از روش دلفی فازی و مشارکت خبرگان تخصصی، ۲۰ شاخص نهایی شناسایی و غربال‌گری گردید. چارچوب مفهومی طراحی‌شده در دو بعد مکمل ارائه شده است: نخست، طبقه‌بندی شاخص‌ها در قالب پنج حوزه کلیدی شامل &amp;amp;laquo;تولید و ترکیب پسماند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;زیرساختی و فنی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اقتصادی و مالی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عملکرد بازیافت و تحقق اقتصاد مدور&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اجتماعی و سیاست‌گذاری&amp;amp;raquo;؛ دوم، سازمان‌دهی آن‌ها در یک ساختار سه‌لایه شامل سطوح &amp;amp;laquo;نهادی-ساختاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عملیاتی-کمی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نتیجه‌محور-بازخوردی&amp;amp;raquo;. این تلفیق موضوعی و لایه‌ای، امکان تحلیل علّی، ارزیابی ساختارمند و برنامه‌ریزی هدفمند را برای مدیران شهری فراهم می‌سازد. یافته‌ها نشان می‌دهد تمرکز بسیاری از شاخص‌های اثرگذار در لایه‌های نهادی و ساختاری است و ناکارآمدی‌های فعلی بیشتر ریشه در این سطوح دارد. چارچوب پیشنهادی می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای ارزیابی سیاست‌ها، ارتقاء انسجام نهادی و تقویت اقدامات اجرایی شهرداری‌ها در راستای گذار به اقتصاد مدور در مدیریت پسماند شهری به کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیوند گردشگری سبز، معیشت و تاب‌آوری: شواهدی از روستاهای گردشگرپذیر استان گیلان</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4150.html</link>
      <description>گردشگری سبز به عنوان یکی از رویکردهای نوین توسعه پایدار، نقش مهمی در حفاظت از منابع محیطی، بهبود معیشت جوامع محلی و افزایش تاب‌آوری مناطق روستایی ایفا می‌کند. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مدیریت گردشگری سبز در روستاهای استان گیلان با تأکید بر معیشت پایدار و تاب‌آوری اجتماعات محلی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل خانوارهای ساکن در 34 روستای هدف گردشگری استان گیلان، فعالان گردشگری روستایی، صاحبان اقامتگاه‌های بوم‌گردی، مدیران محلی و دهیاران بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 374 نفر تعیین و نمونه‌ها به روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای و سهمیه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته مبتنی بر طیف پنج‌درجه‌ای لیکرت گردآوری و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) تحلیل شدند. نتایج ارزیابی مدل اندازه‌گیری نشان داد که تمامی سازه‌ها از پایایی و روایی مطلوب برخوردارند. همچنین نتایج مدل ساختاری بیانگر آن بود که مدیریت گردشگری سبز تأثیر مثبت و معناداری بر معیشت پایدار(710/0&amp;amp;beta;=)، (001/0P&amp;amp;lt;) و تاب‌آوری اجتماعات محلی(325/0&amp;amp;beta;=)، (001/0P&amp;amp;lt;) دارد. افزون بر این، معیشت پایدار نیز تأثیر مثبت و معناداری بر تاب‌آوری اجتماعات محلی (496/0&amp;amp;beta;=)، (001/0P&amp;amp;lt;) نشان داد. نتایج اثرات غیرمستقیم نیز حاکی از آن بود که معیشت پایدار در رابطه بین مدیریت گردشگری سبز و تاب‌آوری اجتماعات محلی نقش میانجی ایفا می‌کند. شاخص‌های برازش مدل نیز از برازش مطلوب مدل پیشنهادی حکایت داشتند. بر این اساس، مدیریت گردشگری سبز از طریق بهبود شرایط معیشتی، تنوع‌بخشی به فرصت‌های اقتصادی، افزایش مشارکت محلی و حفاظت از منابع طبیعی می‌تواند زمینه ارتقای تاب‌آوری اجتماعات محلی را فراهم سازد. ازاین‌رو، توجه به راهبردهای مدیریت گردشگری سبز می‌تواند به عنوان ابزاری مؤثر برای تحقق توسعه پایدار در روستاهای گردشگرپذیر استان گیلان مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی زیست‌پذیری فضاهای عمومی شهری در شهرهای حساس به آب (مطالعه موردی: بافت جدید شهر یزد)</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4297.html</link>
      <description>توسعه شتابان بافت‌های جدید شهری در شهرهای واقع در اقلیم خشک، در کنار محدودیت منابع آب، آینده زیست‌پذیری فضاهای عمومی شهری را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. شهر یزد به‌عنوان یکی از شهرهای تاریخی ایران که در اقلیم گرم و خشک قرار دارد، طی دهه‌های اخیر با گسترش بافت‌های جدید شهری و افزایش فشار بر منابع محدود آب روبه‌رو بوده است. از این‌رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشران‌های کلیدی مؤثر بر آینده زیست‌پذیری فضاهای عمومی شهری در بافت جدید شهر یزد، با تأکید بر رویکرد شهرهای حساس به آب انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف نظری-کاربردی، از نظر ماهیت و روش توصیفی–تحلیلی و از نظر رویکرد آینده‌پژوهانه است. در مرحله نخست، با استفاده از مطالعات اسنادی و مرور ادبیات پژوهش، 30 شاخص مؤثر بر زیست‌پذیری فضاهای عمومی در شهرهای حساس به آب شناسایی شد. سپس داده‌ها از طریق پرسشنامه ماتریس اثرات متقاطع و نظرخواهی از 30 نفر از متخصصان و مدیران حوزه‌های برنامه‌ریزی شهری، طراحی شهری، محیط‌زیست و مدیریت منابع آب که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل اثرات متقاطع و نرم‌افزار MICMAC انجام شد. نتایج نشان داد که سیستم زیست‌پذیری فضاهای عمومی در بافت جدید شهر یزد در وضعیتی حساس و نسبتاً ناپایدار قرار دارد. همچنین هشت متغیر شامل بهره‌وری آب، بازچرخانی آب، پایداری منابع آب، تاب‌آوری زیست‌محیطی، آسایش اقلیمی، پایداری زیست‌محیطی، کیفیت زیست‌محیطی و بهداشت محیطی به‌عنوان پیشران‌های کلیدی شناسایی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که آینده زیست‌پذیری فضاهای عمومی در یزد بیش از مداخلات صرفاً کالبدی، به مدیریت پایدار منابع آب، سازگاری با اقلیم خشک و توسعه زیرساخت‌های سبز–آبی وابسته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی مدیریت سبز توسعه دریامحور مبتنی بر زیست‌پالایشگاه آبشاری در ایران</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4298.html</link>
      <description>نبود الگوی مدیریت سبز یکپارچه برای بهره‌برداری پایدار از منابع زیستی ساحلی ایران، استفاده از ظرفیت جلبک‌های ماکروی و پسماندهای شیلاتی را با چالش مواجه کرده است. این پژوهش با هدف ارائه الگوی مدیریت سبز توسعه دریامحور مبتنی بر زیست‌پالایشگاه آبشاری انجام شد.
پژوهش کاربردی-توسعه‌ای با مرور نظام‌مند و تحلیل محتوای کیفی، داده‌های حاصل از جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های علمی معتبر داخلی و بین‌المللی و اسناد بالادستی را پردازش کرد. داده‌های فنی، اقتصادی و زیست‌محیطی از منابع معتبر استخراج و با رویکرد ترکیبی (کمی-کیفی) تحلیل شدند.
نتایج نشان می‌دهد ایران با منابع جلبک ماکروی بومی و پسماند شیلاتی (بیش از ۱۵۰ هزار تن در سال)، پتانسیل اولیه‌ای برای پیاده‌سازی الگو دارد؛ اما تحقق آن مشروط به ارزیابی ظرفیت برداشت پایدار و ملاحظات بوم‌شناختی است. الگوی پیشنهادی با رویکرد آبشاری، این دو منبع را در فرآیندی یکپارچه به بیواتانول نسل سوم، بیوپلیمرها، پروتئین تک‌سلولی و بیوگاز تبدیل می‌کند. تحلیل نشان می‌دهد رویکرد چندمحصوله آبشاری در مقایسه با تک‌محصوله سودآورتر است. دامنه نرخ بازده داخلی گزارش‌شده در مطالعات مختلف ۲۰ تا ۸۲ درصد و دوره بازگشت ۳ تا ۷ سال است؛ اما این بازه مقایسه‌ای است، نه پیش‌بینی مدل حاضر. مطالعات مشابه کاهش انتشار تا ۶۱ درصد را نشان می‌دهند؛ اما پتانسیل کمی مدل پیشنهادی نیازمند ارزیابی چرخه حیات است. برآورد ۴.۱ میلیون تن CO₂ برای ایران از مطالعات ریزجلبکی است و به مدل ماکروجلبکی/پسماند شیلاتی تعمیم‌پذیر نیست. نوآوری مقاله ارائه مدل بومی چندمحصوله با تلفیق جلبک و پسماند در چارچوب مدیریت سبز دریامحور و الگوی تحقق چهارسطحی است.
الگوی ارائه‌شده نقشه راه عملی مدیریت سبز و گذار از اقتصاد نفت‌محور به اقتصاد سبز دریایی و تحقق توسعه دریامحور است. پیشنهاد می‌شود احداث پایلوت در سواحل جنوبی، تدوین سند ملی مدیریت سبز دریایی، مطالعات میدانی ظرفیت برداشت پایدار و همکاری بین‌المللی برای انتقال فناوری در اولویت قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین مدل داده‌بنیاد بهبود تجربه مشتری با بهره‌گیری از هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال با رویکرد توسعه پایدار</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4299.html</link>
      <description>تحولات سریع فناوری‌های دیجیتال و گسترش هوش مصنوعی، شیوه تعامل سازمان‌ها با مشتریان و فرایند خلق ارزش در محیط‌های دیجیتال را دستخوش تغییر کرده است. هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل داده‌بنیاد بهبود تجربه مشتری با بهره‌گیری از هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال با رویکرد توسعه پایدار است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد کیفی بوده و با استفاده از نظریه داده‌بنیاد نظام‌مند اشتراوس و کوربین انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه‌های مدیریت، بازاریابی، تحول دیجیتال و هوش مصنوعی گردآوری و نمونه‌گیری هدفمند و نظری و با 25 نفر خبره به اشباع نظری رسید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند . برای اطمینان از اعتبار یافته‌ها، معیارهای اعتبارپذیری، انتقال‌پذیری، تأییدپذیری و وابستگی‌پذیری بر اساس چارچوب لینکلن و گوبا (1985) مورد توجه قرار گرفت و یافته‌ها از طریق بازبینی مستمر فرایند کدگذاری، مقایسه و تطبیق داده‌ها و تأیید نتایج توسط خبرگان مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که تحولات فناورانه، تغییر انتظارات مشتری، رشد داده‌های مشتری و قابلیت‌های هوش مصنوعی، شرایط علّی شکل‌گیری تجربه مشتری هوشمند را فراهم می‌کنند. آمادگی سازمانی و فناورانه و ویژگی‌های مشتری و بازار به‌عنوان شرایط زمینه‌ای و اعتماد، حریم خصوصی، امنیت داده، شفافیت، توضیح‌پذیری و چالش‌های پیاده‌سازی هوش مصنوعی به‌عنوان شرایط مداخله‌گر شناسایی شدند. همچنین شخصی‌سازی هوشمند، مدیریت یکپارچه سفر مشتری، تعامل انسان و هوش مصنوعی و بازاریابی مسئولانه و پایدار، راهبردهای اصلی مدل را تشکیل دادند. پیامدهای مدل شامل افزایش رضایت، اعتماد، ارزش ادراک‌شده و وفاداری مشتری، ارتقای عملکرد و مزیت رقابتی سازمان و خلق ارزش اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی پایدار است. مقوله هسته‌ای پژوهش «خلق تجربه مشتری هوشمند، مسئولانه و پایدار از طریق یکپارچه‌سازی قابلیت‌های هوش مصنوعی با بازاریابی دیجیتال» شناسایی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل حکمرانی شرکتی پایدار در راستای ارتقای سلامت محیط زیست: رویکرد فرا ترکیب</title>
      <link>https://gmd.birjand.ac.ir/article_4302.html</link>
      <description>حکمرانی شرکتی پایدار به معنای مدیریت منابع و فرآیندها به‌گونه‌ای است که هم نیازهای اقتصادی کنونی تأمین شود و هم تأثیرات منفی بر محیط‌زیست و جامعه به حداقل برسد. در سال‌های اخیر، با افزایش نگرانی‌ها درباره تغییرات اقلیمی و فشارهای اجتماعی بر شرکت‌ها، ضرورت پیاده‌سازی شیوه‌های حکمرانی شرکتی پایدار در شرکت ها بیش از پیش نمایان شده است.هدف پژوهش: طراحی الگوی حکمرانی شرکتی پایدارباتوجه به مسئولیت اجتماعی  بوده است. روش پژوهش کیفی، شیوه گردآوری داده‌ها فراترکیب و جامعه‌ آماری پژوهش تمام تحقیقات صورت گرفته بین سال‌های 2010 تا 2025 بوده است. با استفاده از روش فراترکیب اقدام‌های انجام شده توسط شرکتهادر ارتباط با مسئولیت اجتماعی، در قالب 74 شاخص (کد) و 17 مقوله شناسایی گردید. در نهایت، این مقوله‌ها در قالب چهار بعد اصلی شامل حکمرانی ، حفاظت ازمحیط‌زیست، اقتصادی، و مسئولیت اجتماعی طبقه‌بندی شدند. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که تمامی این چهار بعد، به عنوان ابعاد یا سازه‌های اصلی، در الگوی نهایی تحقیق حفظ شده‌اند و همچنین تمامی مقوله‌های استخراج شده در ساختار نهایی پژوهش باقی مانده است. یافته ها بیانگر آن است :حاکمیت قوی انطباق با محیط زیست را تضمین می نماید ومسئولیت اجتماعی منجر به پایداری اقتصادی ،توسعه جامعه و سودبلند مدت می شود. شرکت‌ها می‌توانند ریسک‌ها را کاهش دهند، شهرت خود را افزایش دهند و به اهداف پایداری کمک کنند و در عین حال سودآوری و انعطاف‌پذیری بلندمدت را تضمین کنند. از این رو، شناخت ابعاد و مولفه‌های موثر بر حکمرانی شرکتی پایداربرای شرکت‌ها از اهمیت بسزایی برخوردار است. از دیدگاه نظری، این پژوهش بر پایه نظریه مسئولیت اجتماعی شرکتها استوار است. ماهیت خاص روش‌شناسی تحقیق و بهره‌گیری از رویکرد کیفی و راهبرد فراترکیب، این امکان را برای پژوهشگران فراهم آورد تا با اتخاذ رویکردی کل‌نگر، به بررسی این موضوع بپردازند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
